جاویدنام کاوه چگنی
जान गंवाना رضا(کاوه) چگینی 31 वर्ष में ایران करज گوهردشت
लेखक: نَفَس
در سرزمین اسطورهها، آنجا که کوههای زاگرس آسمان را لمس میکنند و باد قصههای کهن را زمزمه میکند، مردی از تبار لُر برخاست به نام کاوه — کاوهای دیگر، اصالتاً از نهاوند، از خاک لرستان و همدان. او در گوهردشت کرج بزرگ شد؛ در کوچههایی که دود کارخانهها و بوی نان تازه با هم میآمیخت. دستانش دستان کارگر بود، نه پهلوان اسطورهای؛ اما در رگهایش همان خونی جاری بود که هزاران سال پیش، نیای همنامش را واداشت تا در برابر ظلم بایستد. روزگاری ضحاکی دیگر بر تخت نشسته بود — نه با دو مار بر دوش، که با هزاران چشم بر شهرها و هزاران گوش بر خانهها. و باز هم، مغز جوانان این سرزمین خوراک قدرتی میشد که از بیدار شدن مردم، میترسید. هجدهم دی بود. آسمان گوهردشت پر از فریاد بود، فریادهایی که سالها در گلو خفته بودند و حالا سر باز کرده بودند. کاوه چگنی، بیدرفشی جز شجاعت و بیزرهی جز عدالتخواهی، در میان مردم ایستاد. همانگونه که نیای اسطورهایش پیشبند آهنگریاش را بر نیزه کرد و نشان قیام ساخت، این کاوه نیز سینهاش را سپر کرد — سپر دخترانی که تنها گناهشان «خواستن» بود. گلولهای که بر سینهاش نشست، از جنس همان تیرهایی بود که هزاران سال است بر سینهی هر کاوهای فرود میآید که در برابر ضحاک زمانهاش میایستد. دوستانش، همانها که در کنارش فریاد زده بودند، پیکر نیمهجانش را بر دوش کشیدند و به خانه رساندند. پد…
جاویدنام های کرج · گوهردشت کرج · دماوند · کاوه چگنی