جاویدنام لیلا شکری

जान गंवाना لیلا شکری 43 वर्ष में ایران क़रचक वरामीन

लेखक: جاوید

لیلا شکری هیچ‌وقت از کار کردن خسته نمی‌شد. تمام زندگی‌اش میان دغدغه‌های خانه، بزرگ کردن سه دختر و تلاش برای ساختن آینده‌ای بهتر برای خانواده می‌گذشت. برای آن‌که کمکی به مخارج خانه باشد، راننده سرویس مدرسه شده بود؛ مادری که بیشتر از هر چیز، آرامش و خوش‌حالی دختران سه، یازده و شانزده ساله‌اش برایش اهمیت داشت. جاویدنام لیلا شکری، شیرزنِ کرد، اهل همدان و ساکن قرچک ورامین بود. نوزدهم دی‌ ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات، کنار درختی ایستاده بود که گلوله جنگی شلیک‌شده از سوی تک‌تیرانداز نیروهای امنیتی، سرنوشت زندگی او را برای همیشه تغییر داد. گلوله به سرش اصابت کرد و همان‌جا بر زمین افتاد. از آن نقطه هنوز تصویری مانده است؛ ویدئویی که درخت را نشان می‌دهد، کفشی که چند قدم آن‌سوتر روی زمین جا مانده و لکه‌های خون که روایت آخرین لحظه‌های حضور لیلا را بی‌هیچ کلمه‌ای بازگو می‌کنند. گاهی همین تصویرهای خام، از هر روایتی گویاترند؛ نشانه‌هایی که نمی‌توان به‌سادگی از کنارشان گذشت. سه روز بعد، بیست‌ودوم دی‌ماه، پیکر او از کهریزک به خانواده تحویل داده شد. خانواده‌اش در فضایی امنیتی و زیر نظارت نیروهای حکومتی، او را در بهشت فاطمی قرچک به خاک سپردند؛ وداعی که حتی فرصت سوگواری آرام را نیز از عزیزانش گرفته بود. همسرش بعدها در ویدئویی از دل‌تنگی خودش و دختران‌شان گفت؛ از خانه‌ای که بعد از رفتن لیلا دیگر مثل گذشته نش…

لیلا شکری · قرچک ورامین · تهران · جاویدنامان مادر

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.