جاویدنام مرتضی ستاری
जान गंवाना مرتضی ستاری 23 वर्ष में ایران तेहरान قلعهحسنخان
लेखक: نَفَس
مرتضی ستاری، جوانی ۲۳ساله از تبار ترک و اهل میانه، دانشجوی رشتهٔ حقوق بود. شاید این انتخاب تصادفی نبود؛ شاید مرتضی حقوق را برگزیده بود چون میخواست روزی در برابر بیعدالتی بایستد و پناه کسانی باشد که کسی را ندارند. برای او تحصیل فقط راهی به سوی یک شغل نبود؛ شاید آرزویش این بود که صدای آنهایی باشد که صدایشان هرگز شنیده نمیشود، همانهایی که در سکوت جامعه گم شدهاند و کسی برایشان نمیایستد. وقتی شاهزاده رضا پهلوی مردم را به میدان فراخواند، مرتضی هم پاسخ مثبت داد. با همان باور عمیق به آزادی و برای دفاع از حقوق مردم به خیابان رفت؛ جز فریاد زدن حقی که باور داشت از او و هموطنانش ستانده شده، به چیز دیگری نمیاندیشید. همان آرمانی که میخواست در آینده، در مسیر حرفهایاش هم دنبالش کند، حالا در قالب حضور در خیابان تجلی پیدا کرده بود؛ او با دست خالی، فقط با باور قلبیاش، در برابر بیعدالتی ایستاد. هجدهم دی، در جریان اعتراضات شهر قلعهحسنخان قدس در حومهٔ تهران، مرتضی هدف گلوله قرار گرفت. شلیک از سوی یک تکتیرانداز بود؛ در حالی به او اصابت کرد که مرتضی در حال بازگشت به خانه بود، نه در میانهٔ درگیری. جانش را در همان لحظه از دست داد، بیآنکه فرصتی برای وداع باقی بماند. پیکرش را در قبرستان بهشت فاطمه در شهر قدس به خاک سپردند. با رفتن او، صدایی که برای فریاد زدن حق انسانی به خیابان آمده بود، بر…
مرتضی ستاری · قلعهحسنخان قدس · جاویدنام های تهران · بهشت فاطمه