جاویدنام سعید هاشمیان؛ از زمزمه برای دیانا تا پرواز در هفتحوض
जान गंवाना سعید هاشمیان 40 वर्ष में ایران तेहरान نارمک
लेखक: آریشا
سعید هاشمیان، مردی شریف، شجاع و لبریز از دغدغهی مردم، ۴۰ سال پیش به دنیا آمد؛ پدری عاشق که با تمام وجود دختر خردسالش را «جیگر بابا» صدا میزد و کل دنیایش در چشمان او خلاصه میشد. او بهعنوان کارمند بانک، دغدغهی مالی نداشت و تنها برای آیندهی فرزندش و اهداف والای میهنپرستانهاش گام برداشت؛ همانطور که پیش از رفتن گفت: «من بهخاطر دیانا دارم میرم…» در آن واپسین لحظات، در ماشین همراه همسرش بارها به آهنگ «لالا لالای» شهیار قنبری گوش سپردند؛ نوایی که برای همیشه به تلخترین و ماندگارترین خاطرهی آن شب غمانگیز بدل شد. شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، با طنین فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای آزادی و دادخواهی، سعید همگام با ملت به خیابان آمد. او در تجمعات نارمک و محدودهی میدان هفتحوض تهران، هدف شلیک مستقیم گلولهی عوامل جمهوری اسلامی قرار گرفت. او پس از اصابت تیر در هفتحوض نارمک، به بیمارستان انصاری نارمک منتقل شد. خانوادهاش سه ساعت پشت درهای اتاق عمل میان بیم و امید منتظر ماندند، اما در نهایت با خبر فوت او مواجه شدند. هنگام تحویل پیکر نیز مشخص شد بر بدن او آثاری از ضربات چاقو وجود دارد که نشان میداد بیرحمی سرکوبگران حتی در محیط بیمارستان دست از سر پیکر نیمهجانش برنداشته است. عوامل رژیم، خانواده را زیر شدیدترین فشارهای امنیتی قرار دادند تا نامش در سکوت دفن شود، اما این روایت سرانجام از دل ت…
سعید هاشمیان · نارمک · فراخوان شاهزاده رضا پهلوی · تهران