جاویدنام مهران مظفری

जान गंवाना مهران مظفری 26 वर्ष में ایران दाराब

लेखक: مهرشید

شب است و خیابان خلوت. مهران موتور را روشن می‌کند و راه می‌افتد. برادرش پشت سر او نشسته و گوشی را طوری گرفته که هر دویشان در قاب باشند. کم‌کم سرعت می‌گیرند؛ نور چراغ‌های خیابان یکی‌یکی از روی صورت‌شان می‌گذرد و باد در موهایشان می‌پیچد. مهران چشم به مسیر دارد، اما هرازگاهی نگاهی به دوربین می‌اندازد و لبخندی از سر رضایت می‌زند. برادرش هم پشت سر او رو به دوربین است. در آن چند ثانیه، انگار هیچ‌چیز جز خیابان خلوت، صدای موتور، باد و لذت با هم بودن اهمیت ندارد؛ یکی از همان شب‌های معمولی زندگی و یکی از لذت‌های ساده‌ی دو برادر. موتور و موتورسواری برای مهران یکی از همین لذت‌های ساده‌ی زندگی بود؛ علاقه‌ای که ردش در بسیاری از عکس‌های به‌جامانده از او دیده می‌شود. با موتورهای مختلف، از قرمز و سیاه گرفته تا سفید، عکس داشت و با علاقه به موتورهایش رسیدگی می‌کرد، تمیزشان می‌کرد و برق می‌انداخت. آخرین موتورش یک هوندا CBR1000RR سفید بود؛ موتوری که مدت‌ها برای خریدنش برنامه‌ریزی کرده بود. مهران متولد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۸، اهل داراب در استان فارس و ترک‌زبان بود. مجرد بود و با پدر و مادر و دو برادرش زندگی می‌کرد. مهندسی عمران خوانده بود و در همین رشته فعالیت می‌کرد. ورزش هم بخش مهمی از زندگی مهران بود؛ پرشور ورزش می‌کرد و شادابی و اندام ورزیده‌اش در میان جوانان داراب جلب توجه می‌کرد. شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، ه…

مهران مظفری · داراب · موتورسوار

यहाँ पूरा पाठ पढ़ें

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.