طاهر ملکشاهی؛ نوجوانی که در خیابان ماند

Gewond raken طاهر ملکشاهی 12 jaar oud in ایران Koerdistan قروه

Geschreven door: نارینا

طاهر ملکشاهی، ۱۲ ساله، شب هجدهم دی‌ماه حدود ساعت ۹ در کوچه بود. مأموران به کوچه حمله کردند. طاهر فرار کرد و زیر یک ماشین مخفی شد. مأموری او را پیدا کرد و از زیر ماشین بیرون کشید. طاهر با دیدن اسلحه، وحشت‌زده دستش را روی چشمانش گذاشت. مأمور از فاصله یک متری شلیک کرد و حدود سیصد ساچمه به دستش نشست. سپس با زور دست طاهر را از روی چشمانش برداشت و مستقیم به هر دو چشم او شلیک کرد. طاهر روی زمین افتاد. مأمور با پوتین روی آرنج دستش رفت و دستش را شکست. در نهایت نیز وقتی سوار موتور شد، مستقیم از روی پای طاهر رد شد و رفت. ساچمه‌های بسیار زیادی هنوز در چشم چپ طاهر باقی مانده و هیچ اقدامی برای خارج کردن آن‌ها انجام نشده است. چشم راستش پس از دو عمل جراحی، کمی نور را تشخیص می‌دهد. پزشک می‌گوید: پس از عمل‌های بعدی، ممکن است تا هفت درصد از بینایی برگردد. مشکل اصلی، آسیب به شبکیه است. اگر آسیب به قرنیه محدود بود، وضعیت به مراتب بهتر می‌شد. با لنز و عینک شاید بتوان کمی بیشتر از این هفت درصد را جبران کرد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد. طاهر حالا بی‌تاب و افسرده است. مدام می‌پرسد: آیا بالاخره خواهم دید؟ شدت آن‌چه آن شب بر سرش آمد، آسیب روحی عمیقی به او وارد کرده است. شب‌ها بی‌خوابی می‌کشد و روزها در سکوت یا با سؤال‌های تکراری می‌نشیند. او هنوز کودک است، اما ناگهان با دنیایی روبه‌رو شده است که دیگر نمی‌تواند…

قروه · طاهر ملکشاهی · زحمی شدن

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.