جاویدنام عرفان قلی‌پور؛ بگذر از ما تا رنگ شادی ببینیم

Overlijden عرفان قلی‌پور 28 jaar oud in ایران Babylon مقابل کلانتری ۱۱

Geschreven door: مهرشید

عرفان قلی‌پور، بیست‌وهشت ساله و اهل کمانگرکلای بابل بود. مکانیکی می‌کرد و بیشتر روزش در تعمیرگاه می‌گذشت. می‌خواست روزی مغازه و خانه‌ای برای خودش بخرد و زندگی‌اش را بسازد. عرفان دو برادر داشت و پسر دوم خانواده بود؛ به مادرش دلبستگی عمیقی داشت و واژهٔ «مادر» را روی جلوی گلویش، زیر چانه، خال‌کوبی کرده بود. عرفان طرفدار دوآتشهٔ استقلال بود. از مسابقه‌ها و بازیکنان تیم استوری می‌گذاشت، بیشتر لباس‌هایش آبی بود و حتی موتور آبی‌رنگی داشت. موسیقی و رقص را هم دوست داشت و در جمع خوش‌رو و پرانرژی بود. رفت‌وآمد با اقوام و دوستان برایش اهمیت داشت؛ با کسانی هم که تازه می‌دید، زود صمیمی می‌شد. دیگران مشکلات‌شان را با او راحت در میان می‌گذاشتند و عرفان هر کمکی از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. پس از جان‌باختنش معلوم شد که به بیماران و افراد بی‌بضاعت نیز کمک مالی می‌کرده است. عرفان برای معرفی تعمیرگاهش صفحه‌ای کاری در اینستاگرام داشت. آخرین پستی که در آن منتشر کرد، مربوط به ۸ ژانویه، روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای اعتراضات ۱۸ دی، بود. در تصویر، چهرهٔ اشک‌آلود محمدرضا شاه پهلوی دیده می‌شد و روی آن نوشته بودند: «این یه واقعیته...تا تو حلال نکنی، روز خوش نمی‌بینیم. بگذر از ما تا رنگ شادی ببینیم.» شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، عرفان در اعتراضات بابل حضور داشت. در خیابان شریعتی، نیروهای حکومتی پیاپی به سوی معترضا…

عرفان قلی‌پور · بابل · کمانگرکلا

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.