جاویدنام رضا امیری

Overlijden رضا امیری 17 jaar oud in ایران Shushtar

Geschreven door: جاوید

جاویدنام رضا امیری، نوجوانی ۱۷ ساله از شوشتر بود؛ پسری پرشور که دوستان و نزدیکانش او را به جسارت و صراحت می‌شناختند. او دانش‌آموز بود و به گفته کسانی که از نزدیک می‌شناختندش، آرزوی دیدن ایرانی آزاد را در سر داشت. از همان سال‌های نوجوانی درباره آزادی حرف می‌زد و باور داشت که برای رسیدن به آن باید ایستادگی کرد؛ حتی اگر هزینه سنگینی در پی داشته باشد. شامگاه ۱۸ دی، رضا به همراه خانواده‌اش در اهواز بود. با آغاز اعتراضات در شوشتر، یکی از دوستانش که در شوشتر حضور داشت با او تماس گرفت و از وضعیت شهر خبر داد. رضا اصرار کرد که به شوشتر بازگردد. خانواده با نگرانی تلاش کردند او را از این تصمیم منصرف کنند، اما او تصمیمش را گرفته بود و سرانجام راهی شهر خود شد تا در کنار معترضان حضور داشته باشد. حدود ساعت هشت شب، هم‌زمان با گسترش اعتراضات و آغاز تیراندازی نیروهای حکومتی، رضا تلاش می‌کرد همراه افرادی که در محل حضور داشتند از محدوده تیراندازی دور شود. شاهدان می‌گویند در نزدیکی بستنی‌فروشی کیمیا، از بالای ساختمان همان بستنی‌فروشی گلوله‌ای به پشت سر این نوجوان ۱۷ ساله شلیک شد. رضا همان‌جا بر زمین افتاد و دیگر فرصتی برای ادامه زندگی نیافت. افرادی که در محل حضور داشتند او را شناختند و بی‌درنگ به بیمارستان رساندند، اما جراحات آن‌قدر شدید بود که کاری از دست پزشکان برنمی‌آمد. از همان بیمارستان خبر جان‌باخ…

رضا امیری · شوشتر · جاویدنامان خوزستان · جاویدنامان کودک

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.