جاویدنام سام افشاری
Overlijden سام افشاری 17 jaar oud in ایران Karaj میدان طالقانی
Geschreven door: رودابه
سام؛ پسری که آیندهاش را ناتمام بریدند. سام افشاری، نوجوانی ۱۷ ساله از کرج، یکی از همان نسل خاموشنشدنی بود؛ نسلی که حتی در دل تاریکی نیز هنوز به فردا فکر میکرد. پسرکی که میان کلاسهای زبان انگلیسی و آلمانی، رؤیای مهاجرت به آلمان و علاقهاش به شنا، زندگی را با امیدهایی کوچک اما واقعی میساخت. پدرش میگوید: «سام تنها فرزندم بود. هر هفته چندبار با هم تماس تصویری داشتیم. میخواست به آلمان بیاید و در رشتهٔ IT تحصیل کند. آینده داشت… آیندهٔ زیادی داشت.» شب هفتم ژانویه، سام پیامی برای پدرش فرستاد: «فردا میخوام برم اعتراض… به مامان نگو.» این آخرین جملهای بود که خانوادهاش از او شنیدند. شب هشتم ژانویه، در حوالی میدان طالقانی کرج، سام در میان معترضان حضور داشت. شاهدان میگویند او از پشت سر هدف گلولهٔ نیروهای امنیتی قرار گرفت. مردم تلاش کردند او را به پارکینگی نزدیک چهارراه پامچال منتقل کنند، اما مأموران رسیدند و او را با خود بردند. از همان لحظه، سام از جهان خانوادهاش جدا شد. روایتها میگویند همان شب، نوجوانی با مشخصات سام به بیمارستان مدنی منتقل شد؛ زخمی، بیصدا و معلق میان زندگی و مرگ. یکی از پرستاران گفته بود که او در وضعیت بحرانی قرار داشت؛ تا زمانی که مأموران وارد شدند. پس از آن، دیگر هیچکس او را زنده ندید. قطع اینترنت، خاموشی ارتباطات و فضای امنیتی، حقیقت را در مه فرو برد؛ اما روا…
۱۸ دی · نوجوان ۱۷ساله · کرج · سام افشاری