جاویدنام آرش یزدانی همت‌آبادی؛ پسر غیور ایران

Overlijden آرش یزدانی همت‌آبادی 27 jaar oud in ایران Teheran هفت حوض

Geschreven door: جاوید

آرش یزدانی پسر ۲۷ ساله نارمک. مردی که زندگی را با کار کردن جلو می‌برد. صبح‌ها میان شلوغی تهران مسافر جابه‌جا می‌کرد، گاهی در بازار طلاسازی کار می‌کرد، و لابه‌لای همه خستگی‌ها هنوز برای آینده‌اش درس می‌خواند. از آن مردهایی که زخم‌های زندگی را بی‌صدا تحمل می‌کنند. از آن‌هایی که یاد گرفته‌اند اگر کسی زمین افتاد، نباید رهایش کرد. هجدهم دی‌ماه، هفت‌حوض شبیه میدان جنگ شده بود. صدای تیر می‌آمد، مردم می‌دویدند، مغازه‌دارها کرکره‌ها را پایین می‌کشیدند و خیابان بوی باروت گرفته بود. در همان آشوب، دختری روی زمین افتاده بود. آرش می‌توانست مثل خیلی‌ها فقط رد شود. می‌توانست سرش را پایین بیندازد و خودش را نجات دهد. اما بعضی مردها، حتی وسط ترس هم نمی‌توانند بی‌تفاوت بمانند. برگشت. رفت سمت دختر زخمی. شاید فقط چند ثانیه طول کشید؛ چند قدم کوتاه میان دود و فریاد. اما همان چند قدم، تمام زندگی‌اش را از او گرفت. گلوله‌ها شلیک شدند. سه گلوله به پشت و کلیه‌هایش خورد. و آرش، همان‌جا روی آسفالت خیابان افتاد؛ در حالی که برای نجات جان یک انسان دیگر جلو رفته بود. بعد از آن، برای مادرش فقط چند وسیله باقی ماند. کراواتش. ساعتش. عینکش. فندکش. کارت ملی‌اش. مادر، تکه‌های باقی‌مانده از زندگی پسرش را کنار هم چید و از آن‌ها تابلویی ساخت؛ انگار می‌خواست از میان چند شیء بی‌جان، دوباره صورت پسرش را سرهم کند. انگار هر وسیله…

آرش یزدانی همت‌آبادی · نجات یک دختر · ۲۷ساله · میدان هفت حوض

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.