جاویدنام جاوید رضایی
Overlijden جاوید رضایی 17 jaar oud in ایران Zanjan سبزه میدان
Geschreven door: کتایون
من جاوید رضاییام، اهل زنجان. تکفرزند خانوادهام بودم و دانشآموز دبیرستان. وقتی اسمم را جاوید گذاشتند، نمیدانستند روزی همین واژه پیشوند نام هزاران نفر خواهد شد؛ تا در نبودنشان، نامشان زنده بماند. هجدهم دیماه ۱۴۰۴، اولین شب فراخوان شاهزاده رضا پهلوی بود. او از مردم خواسته بود روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به خیابان بیایند و خواستهشان را برای پایان این حکومت ویرانگر دیکتاتوری و آزادی ایران فریاد بزنند. نگران آینده بودم و میدانستم برای داشتن زندگی بهتر باید کاری کنم. آن شب من هم به خیابان رفتم و کنار مردمی ایستادم که برای تغییر زندگیشان صدا بلند کرده بودند؛ مردمی که سلاحشان شعار بود. جمعیت زیادی در سبزهمیدان زنجان جمع شده بود. میان جمعیت ایستاده بودم؛ صورتم را پوشانده بودم و فقط چشمهایم پیدا بود. یادم هست هیجانزده و خوشحال بودم. حال عجیبی داشتم؛ هیچوقت آزادی را اینقدر نزدیک حس نکرده بودم، که بتوان به آمدنش دل بست. میخواستم آن لحظه را ثبت کنم. دوربین تلفنم را باز کردم و از خودم فیلم گرفتم. بعدها روی این فیلم نوشتند: «دقایقی قبل از کشتهشدن او.» آن لحظه نمیدانستم دارم آخرین لحظات زندگیام را ثبت میکنم. این آخرین فیلمی شد که از خودم گرفتم؛ با برق امید در چشمهایم و لبخندی که از پشت صورت پوشیدهام، در نگاهم پیدا بود. دلم پر از آرزو بود و پیش رویم هزاران راه نرفته. دلم میخواست در آیند…
جاوید رضایی · زنجان · سبزه میدان