جاویدنام هادی قلخانی

Overlijden هادی قلخانی 36 jaar oud in ایران Teheran قلعه‌حسن‌خان

Geschreven door: نَفَس

هادی قلخانی سی‌وشش سال داشت. سال ۱۳۶۸ در تویسرکان همدان به دنیا آمده بود، شهری کوچک در دل کوه‌های زاگرس، جایی که می‌گویند عشق به طبیعت در آدم‌هایش ریشه می‌دواند. پدرش را در کودکی از دست داده بود؛ بی‌آن‌که این نبود پدر او را از مهربانی خالی کند، بزرگ شدنش، طی شد. او آرایشگر بود، در شهر قدس «قلعه حسن‌خان» زندگی می‌کرد و کارش را همان‌جا می‌گذراند. ازدواج کرده بود، اما فرزندی نداشت. آن‌هایی که او را می‌شناختند از او به‌عنوان مردی خوش‌قلب و عاشق زندگی یاد می‌کنند. عشقش به گل و گیاه، دل‌بستگی‌اش به طبیعت و کوه‌نوردی، و علاقه‌اش به موتورسواری، تصویری از مردی می‌سازد که با وجود سختی‌های زندگی، هنوز جایی برای شادی و زیبایی نگه داشته بود. غروب هجدهم دی‌ماه، مقابل فرمانداری شهر قدس، هادی در میان جمعیت بود. وقتی یکی از مجروحان را دید، برای کمک به او رفت. شاهدان می‌گویند حتی دستش را بالا برده بود تا نشان دهد قصدش کمک است، نه درگیری. همان لحظه بود که گلوله‌ای از سوی نیروهای سرکوب به سرش اصابت کرد و جانش را گرفت. پیکرش را به زادگاهش تویسرکان بازگرداندند و در کنار پدرش به خاک سپردند، همان‌جا که سال‌ها پیش، کودکی‌اش بدون او گذشته بود، حالا سرانجام در کنارش آرام گرفت. نزدیکان هادی او را مردی می‌دانند که دغدغه‌ی وطن و مردمش را داشت و از شرایطی که در آن زندگی می‌کردند ناراضی بود. به همین روایت، حضورش…

هادی قلخانی · شهر قدس · قلعه حسن‌خان

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.