جاویدنام حدیثه اکبرزاده؛ دختری از فردیس که پنج روز مانده به تولدش کشته شد
Overlijden حدیث (حدیثه) اکبرزاده تربتی 18 jaar oud in ایران Karaj فردیس
Geschreven door: ارشان
من حدیثه اکبرزاده هستم؛ دختری از فردیس کرج. روز تولدم بیستوسوم دی بود. در دیماه ۱۴۰۴، فقط پنج روز مانده بود تا دوباره به آن روز برسم؛ روزی که این بار، پیش از رسیدنش کشته شدم. از من ویدئوهایی باقی مانده است که در آنها میرقصم و همراه موسیقی میخوانم. در یکی از آن تصویرهای کوتاه، با خنده به دوربین نگاه میکنم. همین لحظهها بعدها بارها منتشر شدند؛ لحظههایی از زندگی من، پیش از آنکه نامم با خبر تیراندازی و کشتهشدن همراه شود. در آن ویدئوها، حرکت میکنم، میخندم و با موسیقی همراه میشوم. برای کسانی که مرا میشناختند، این تصویرها یادآور خودم بود. برای کسانی که بعد از مرگم مرا شناختند، راهی شد تا صورتم را ببینند و چیزی از زندگیام بدانند. زندگی من در فردیس میگذشت؛ شهری در استان البرز، در غرب تهران. پیش از هجدهم دی، نام این شهر برای من با زندگی روزمره پیوند داشت. بعد از آن شب، در خبرها کنار نام من آمد: حدیثه اکبرزاده، کشتهشده در فردیس. پنجشنبه هجدهم دیماه ۱۴۰۴، روزهای فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و خیزشی بود که انقلاب شیروخورشید نام گرفت. آن شب در فردیس، مردم در خیابانها بودند و نیروهای حکومتی به سوی آنها شلیک کردند. من نیز هدف گلوله مزدوران رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتم. گلوله از پشت به بدنم وارد شد و از قفسه سینهام بیرون آمد. با همین شلیک، زندگیام را گرفتند؛ پنج روز پیش از زادروز…
حدیث_اکبرزاده · فردیس_کرج · انقلاب ملی ایران · فراخوان شاهزاده رضا پهلوی