جاویدنام امیرعلی یحیایی
Overlijden امیرعلی یحیایی 16 jaar oud in ایران Dezful
Geschreven door: جاوید
امیرعلی یحیایی… یه پسر شونزدهساله بود که همهچیزش حسابوکتاب داشت. از اون بچههایی نبود که پول بیاد دستش و ولش کنه. بعد مدرسه میرفت سوپرمارکت کار میکرد، خسته میشد، ولی پولشو قایم نمیکرد واسه خرج بیهوده… میذاشت کنار برای یه لپتاپ. هدفش هم خیلی ساده نبود تو ذهنش: میخواست برنامهنویسی بازیهای کامپیوتری رو جدی شروع کنه. اهل اندیمشک بود، با خانواده تو دزفول زندگی میکردن. پدر، مادر، یه برادر ۲۱ ساله و خودش. از همون بچگی کار کردن براش عادت بود. اصلاً نمیخواست بار زندگی بیفته روی دوش خونواده. به مادرش میگفت: «میخوام آدم موفقی بشم، نمیخوام برای دیگران کارگری کنم.» دوستاش میگن یه چیزی توش بود… هم آروم بود، هم محکم. اهل داد و بیداد نبود، ولی حرفشو قایم نمیکرد. تو صفحه اینستاگرامش هم چیزهایی بود که نشون میداد نگاهش فقط درس و کار نیست، یه نگاه جدیتر به زندگی داره. حتی عکس پروفایلش هم پرچم شیر و خورشید داشت، که برای خودش یه انتخاب ساده نبود تو اون فضا. حالا میرسیم به ۱۹ دی… اون روز بعد از ساعت کاریش از یک سوپرمارکت مستقیم با دوستاش میره سمت اعتراضات دزفول. فضا سنگین بود، خیابونها معمولی نیستن، درگیری و شلوغی قاطی هم، کشتار اون شب تو دزفول وحشتناک بود. یه لحظهای میرسه، که همهچی میریزه به هم. از فاصله نزدیک، حدود چهار متر… شلیک مستقیم. میگن ساچمهای بوده. حدود پنجاه تا شص…
امیرعلی یحیایی · اندیمشک · دزفول · جاویدنامان خوزستان