جاویدنام علی زارعی؛ روایت یک ایستادن
Overlijden علی زارعی 27 jaar oud in ایران Marvdasht
Geschreven door: راوی جاویدنامان
علی زارعی از آن جوانهایی بود که نامشان پیش از آنکه در خبرها بیاید، در دل اطرافیانشان جا داشت. ۲۷ ساله بود و در شهر مرودشت در استان فارس زندگی میکرد؛ شهری که بسیاری از جوانانش میان کار روزمره، آرزوهای دور و واقعیتهای سخت زندگی بزرگ میشوند. علی دیپلم ریاضیفیزیک داشت و پس از گذراندن دورههای فنیحرفهای، در کار تعمیرات برق خودرو مشغول بود. زندگیاش ساده میگذشت؛ کار، خانواده، دوستان و امیدی آرام برای آیندهای بهتر. نزدیکانش میگویند علی از آن آدمهایی بود که زیاد دربارهٔ خودش حرف نمیزد اما وقتی پای عدالت و کرامت انسان به میان میآمد، سکوت نمیکرد. آرام حرف میزد اما در صدایش نوعی باور عمیق به حق انسان برای زندگی آزاد شنیده میشد. مدتی پیش از آن روزهای سرنوشتساز، خبر مهمی گرفته بود: برای ادامهٔ تحصیل در آلمان پذیرش گرفته بود و در آستانهٔ شروع فصلی تازه از زندگی قرار داشت. آیندهای که میتوانست آرام و دور از اضطراب باشد، در برابرش باز شده بود. اما زمستان که رسید، خیابانها آرام نماندند. دیماه با خود صدای اعتراض، دود و اضطراب آورد. در شامگاه ۱۸ دی، در مرودشت نیز مردم به خیابان آمدند؛ با ترسهایی واقعی اما امیدی که هنوز خاموش نشده بود. علی هم از خانه بیرون رفت، نه برای دیده شدن و نه برای قهرمان شدن؛ فقط به این دلیل ساده که نمیتوانست تماشاگر بماند. او باور داشت آدم اگر درد دیگر…
علی زارع · مرودشت · استان فارس