سورنا گلگون

Overlijden سورنا گلگون 18 jaar oud in ایران Shahriar تنکابن

Geschreven door: رعنا

سورنا گلگون، جوان ۱۸ ساله اهل تنکابن (شهسوار)، در خانواده‌ای چشم به جهان گشود که خاطره‌ی ایثار و فقدان در تار و پود آن تنیده شده بود. او نوجوانی آرام، مهربان و در عین حال پرسشگر بود؛ از آن دست جوانانی که بیش از سن‌شان می‌اندیشند و آینده را نه فقط برای خود، که برای همه می‌خواهند. دوستانش او را پسری خوش‌اخلاق و پرانرژی توصیف می‌کنند که لبخندش زود بر لب می‌نشست و دلش با رنج دیگران می‌لرزید. سورنا تازه قدم به دنیای بزرگ‌سالی گذاشته بود. در ۱۸ سالگی، در آغاز راهی بود که می‌توانست پر از تجربه، یادگیری و ساختن باشد. او آرزوهایی ساده اما عمیق داشت؛ ساختن زندگی‌ای شرافت‌مندانه، پیشرفت، و دیدن روزهایی روشن‌تر برای سرزمینش. در خانه‌ای بزرگ شده بود که پیش‌تر نیز داغ جنگ را چشیده بود؛ پدرش روایت از دست دادن دو برادرش در جنگ ایران و عراق را با خود داشت. سایه آن خاطرات تلخ، معنای از دست دادن را برای این خانواده سنگین‌تر کرده بود. روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، تنکابن شاهد اعتراضاتی بود که بسیاری از جوانان شهر در آن حضور داشتند. سورنا نیز در میان جمعیت بود؛ در خیابان‌هایی که آمیخته‌ای از امید، خشم و اضطراب را در خود داشت. بنا بر روایت خانواده‌اش، او در جریان همان رویدادها از پشت هدف گلوله قرار گرفت. گلوله‌ای که نه‌تنها جان یک نوجوان ۱۸ ساله را گرفت، بلکه رؤیاهای ناتمام و آینده‌ای را که می‌توانست شکل بگیرد، خ…

سورنا گلگون · دانشجوی ۱۸ ساله · شهسوار

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.