جاویدنام رضا آرمند

Overlijden رضا آرمند 32 jaar oud in ایران Teheran یافت‌آباد

Geschreven door: جاوید

ساعت از یازده شب گذشته بود. بیستم دی‌ماه بود؛ سومین شبی که خیابان‌های بسیاری از شهرهای ایران زیر سایه سرکوب و تیراندازی نفس می‌کشیدند. خبر کشته‌شدن معترضان در شب‌های هجدهم و نوزدهم دی دهان‌به‌دهان چرخیده بود و همه می‌دانستند حضور در خیابان می‌تواند بهای سنگینی داشته باشد. با این حال، اعتراضات بازاریان و مردم یافت‌آباد همچنان ادامه داشت و خیابان، با وجود همه بیم‌ها، هنوز خالی نشده بود. در همین ساعت، یک دستگاه سمند با آرم سپاه وارد خیابان شد. به گفته شاهدان، سرنشینان آن، لباس شخصی به تن داشتند. خودرو از ابتدای کوچه شروع به تیراندازی کرد و گلوله‌های جنگی یکی پس از دیگری به سوی مردم شلیک شدند. یکی از شاهدان بعدها گفت: «با سمند از سر کوچه شروع کردند به شلیک و حداقل سه نفر را کشتند که یکی همین رضا آرمند بود.» رضا آرمند، ۳۲ سال داشت. مردی که زندگی مستقلی برای خود ساخته بود و به دلیل نزدیکی محل کارش، در یافت‌آباد زندگی می‌کرد. سال‌ها در زمینه ساخت مخازن استیل فعالیت داشت و روزهایش میان کار و ساختن آینده می‌گذشت. او نیز مانند بسیاری از مردم آن شب، در اعتراضات بازاریان یافت‌آباد حضور داشت؛ اعتراضی که با شلیک مستقیم گلوله پاسخ داده شد. یکی از همان گلوله‌های جنگی از پشت سر به رضا اصابت کرد. او بر زمین افتاد و مردم بی‌درنگ خود را به او رساندند. در میان آشفتگی خیابان، تلاش کردند هرچه زودتر او را…

رضا آرمند · تهران · یافت‌آباد

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.