جاویدنام امیرحسین زینلی

Overlijden امیرحسین زینلی 26 jaar oud in ایران Najafabad

Geschreven door: مهرشید

امیرحسین زینلی ۲۶ سال داشت، اهل نجف‌آباد اصفهان بود و روزهای پایانی خدمت سربازی‌اش را می‌گذراند؛ تنها دو ماه دیگر مانده بود تا سربازی‌اش تمام شود. در کنار خدمت، گچ‌کاری می‌کرد و برای آینده‌ای ساده و معمولی تلاش می‌کرد: دلش می‌خواست روزی خانه‌ای برای خودش داشته باشد و در کنار عزیزانش زندگی کند. نزدیکانش امیرحسین را جوانی مهربان و باغیرت توصیف می‌کنند. به حیوانات، به‌ویژه سگ‌هایش، علاقه زیادی داشت و در عکس‌های به‌جامانده از او بارها در کنار آن‌ها دیده می‌شود؛ تصاویری از بخش ساده و روزمره‌ی زندگی جوانی که هنوز فرصت زیادی برای ساختن آینده‌ای که در ذهن داشت، پیش روی خود می‌دید. ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با گسترش اعتراضات مردمی، امیرحسین نیز تصمیم گرفت به خیابان برود. پیش از رفتن، تصورش این بود که اگر آسیبی هم ببیند، شاید در حد اصابت چند ساچمه باشد. آن شب در نجف‌آباد، مقابل کلانتری ۱۲، در میان تیراندازی نیروهای جمهوری اسلامی، زنی مجروح شد؛امیرحسین وقتی او را دید، برای کمک به سویش رفت. در همان لحظات، خود امیرحسین هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گلوله به پهلویش اصابت کرد و جانش را گرفت. امیرحسین در آرامستان نجف‌آباد به خاک سپرده شد؛ در مزاری دوطبقه که امیرحسین خدادادی، یکی دیگر از جان‌باختگان اعتراضات نیز در آن آرام گرفته است. چهل روز بعد، مراسم چهلم امیرحسین با چهلم شماری دیگر از جان‌باختگان نجف…

امیرحسین زینلی · اصفهان · نجف‌آباد

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.