جاویدنام امیر حشمتی
Overlijden امیر حشمتی 42 jaar oud in ایران Karaj ۴۵متری گلشهر
Geschreven door: رودابه
جاویدنام امیر حشمتی، فرزند درویش، ۴۲ سال داشت. او فرزند ارشد خانواده بود و در گلشهر کرج زندگی میکرد. هرگز ازدواج نکرد؛ نه از سر بیمیلی، بلکه چون مسئولیت خانواده را بر دوش خود میدید. پدری که عمل قلب باز را پشت سر گذاشته بود، مادری که با عوارض سکته مغزی دستوپنجه نرم میکرد و هزینههای سنگین زندگی، همگی بر دوش امیر بود. با وجود همه این دشواریها، اطرافیانش او را مردی مهربان، مسئولیتپذیر و دلسوز توصیف میکنند. در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، هنگامی که اعتراضات در جریان بود، امیر برای کمک به مجروحان از خانه خارج شد. بامداد ۲۰ دی نیز همچنان در حال امدادرسانی بود که بنا بر روایت نزدیکانش، گلولهای جنگی از پشت به ران پای او اصابت کرد. سه نفری که آن شب با کمک او جان سالم به در برده بودند، بعدها به دیدار خانوادهاش رفتند و گفتند آخرین جملهای که بارها از امیر شنیدند این بود: «جگرم میسوزه…» پس از تیراندازی، خانواده سه روز از سرنوشت او بیخبر بودند. روزها را میان بیمارستانها، بازداشتگاهها و مراکز مختلف جستوجو کردند تا سرانجام پیکرش را در کهریزک یافتند. این پایان رنج خانواده نبود. به گفته نزدیکان، اجازه دفن او در کرج داده نشد و خانواده با محدودیتها و فشارهایی برای محل و نحوه خاکسپاری روبهرو شدند. در نهایت، امیر در بهشت علی اشتهارد، قطعه ۱، ردیف ۴۶، شماره ۱۵۸ و در نزدیکی آرامگاه جاویدنام مهدی…
امیر حشمتی · کرج · گلشهر · بهشت علی،اشتهارد