جاویدنام فاطمه علی‌محمدی؛ مخترع و نخبه‌ی فیزیک هسته‌ای

Overlijden فاطمه علی‌محمدی 24 jaar oud in ایران Karaj نظرآباد

Geschreven door: جاوید

در خانه‌ی فاطمه، پدر را «مرد بزرگ خانه» صدا می‌کردند. سه سال پیش که پدر رفت، فاطمه رو به مادرش کرد و با همان شوخی‌های مخصوص خودش گفت: «اگر مرد بزرگ رفت، مرد کوچک خانه هست.» از آن روز، این لقب برایش ماند. دختری که تا آن زمان دانشجو و پژوهشگر و مخترع بود، برای مادر و خواهرش نقش دیگری هم پیدا کرد؛ حواسش به خانه بود، به مادرش، به زندگی‌ای که بعد از رفتن پدر باید دوباره سرپا می‌شد. حتی روز مادر، دو هدیه می‌خرید؛ یکی از طرف خودش و یکی از طرف پدرش. انگار می‌خواست جای خالی او را با چیزی کوچک و ساده، در گوشه‌ای از خانه زنده نگه دارد. اما زندگی فاطمه، فقط در خانه خلاصه نمی‌شد. او دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک هسته‌ای دانشگاه مازندران بود؛ جوانی که برای آینده‌اش برنامه داشت و ذهنش مدام درگیر چیزهایی بود که هنوز وجود نداشتند. چند اختراع به نامش ثبت شده بود و در میان کارهایش، طراحی تراشه‌های هسته‌ای و الکترونیکی مرتبط با درمان بیماران کلیوی و دیالیز قرار داشت. ویدیویی از او باقی مانده که در آن با تسلط و اشتیاق درباره یکی از همین اختراعاتش توضیح می‌دهد؛ دختری جوان که وقتی از کارش حرف می‌زد، می‌شد فهمید برای آنچه ساخته، رؤیایی بزرگ‌تر از یک ثبت اختراع دارد. می‌خواست تحقیقات و مقاله‌هایش را ادامه دهد، شرکت خودش را راه بیندازد و اختراعاتش را به مرحله‌ی تولید برساند. نزدیکانش از او به‌عنوان دختری بلند…

فاطمه علیمحمدی · کرج · نظرآباد · هشتگرد

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.