جاویدنام رضا نجاری

Overlijden رضا نجاری 34 jaar oud in ایران Teheran افسریه

Geschreven door: جاوید

رضا نجاری سی‌وچهار ساله، تازه شش ماه بود که زندگی مشترکش را آغاز کرده بود. روزهای اول زندگی با همسرش را می‌گذراند و مغازه‌ی آرایشی و بهداشتی‌اش در افسریه، بخشی از روزمرگی‌هایی بود که قرار بود سال‌های آینده‌اش را بسازند. با این همه، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، تصمیم گرفت در اعتراضات مردم علیه جمهوری اسلامی حضور داشته باشد، اعتراضی که در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شکل گرفته بود. رضا به این فراخوان پاسخ مثبت داد و به خیابان رفت. او در تهران زندگی و کار می‌کرد. مغازه‌اش در خیابان ۲۹ افسریه قرار داشت؛ همان حوالی که آن شب مردم جمع شده بودند. رضا هم در میان معترضان بود. او همسرش را دوست داشت و تازه زندگی مشترکش را شروع کرده بود، اما نخواست در روزی که مردم برای اعتراض به جمهوری اسلامی به خیابان آمده بودند، در خانه بماند. بنا بر روایت موجود، تک‌تیرانداز نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی از بالای مسجد هفت‌حوض به سمت جمعیت شلیک می‌کرد. گلوله از پشت به رضا اصابت کرد. او در نزدیکی مغازه‌اش هدف قرار گرفت؛ همان جایی که هر روز در آن کار و برای آینده‌اش تلاش می‌کرد. زندگی مردی که تازه قدم به فصل تازه‌ای گذاشته بود، در همان خیابان به پایان رسید. پس از کشته‌شدن رضا، خانواده‌اش با سختی‌های بسیاری برای تحویل پیکر روبه‌رو شدند. مسیرشان به کهریزک رسید و پیکر رضا سرانجام پس از دشواری‌های فراوان، به خانواده تحویل داده…

رضا نجاری · تهران · هفت حوض · شاهزاده رضا پهلوی

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.