جاویدنام ابوالفضل(بردیا) بختیارپور دورکی

Overlijden ابوالفضل بختیارپور دورکی 21 jaar oud in ایران Isfahan

Geschreven door: جاوید

ابوالفضل بختیارپور دورکی را بردیا صدا می‌زدند. پسری از خانواده‌ای لُر که در اصفهان به دنیا آمده بود و هنوز یک ماه تا بیست‌ویک‌سالگی‌اش مانده بود. جوانی که برای خودش رؤیاهای بزرگی داشت و از همان سال‌های اول جوانی، به پولدار شدن فکر می‌کرد؛ نه فقط برای خودش، بلکه برای اینکه بتواند بار بیشتری از دوش خانواده‌اش بردارد. بردیا در شرکتی در زمینه‌ی محصولات گوشتی کار می‌کرد. کار و تلاش بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش بود و مسئولیت‌های زیادی بر دوشش قرار داشت. از آینده حرف می‌زد و با اطمینان می‌گفت: «من یه روزی پولدارترین آدم دنیا می‌شم. الان تو سربالاییم، ولی می‌رسم به سرازیری.» نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، بردیا از سر کار مستقیم به جمع معترضان پیوست. آن شب، در خیابان رباط اول اصفهان، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به سوی معترضان شلیک کردند. دو گلوله به پهلو و کمر بردیا اصابت کرد. دوستانش او را از میان جمعیت بیرون کشیدند و با این تصور که ساچمه خورده است، سوار موتور کردند و به مطب پزشکی رساندند. بردیا خون زیادی از دست داده بود و پزشک گفت امکان رسیدگی به او را ندارد. دوستانش او را به خانه یکی از نزدیکانش بردند. بردیا از آن‌ها قول گرفته بود که به مادرش چیزی نگویند. شاید نمی‌خواست نگرانی به دل او بیندازد؛ اما فرصت زیادی باقی نمانده بود. هنوز ساعت به دوازده شب نرسیده بود که بر…

ابوالفضل بختیارپور دورکی · اصفهان · فراخوان شاهزاده رضا پهلوی · بردیا بختیارپور

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.