جاویدنام حسین صلیحاوی؛ خاک‌سپاری غریبانه‌ی یک قهرمان

Overlijden حسین صلیحاوی 23 jaar oud in ایران Mahshahr

Geschreven door: کوروش

حسین، جوان ۲۳ ساله‌‌ی ماهشهری بود. لبریز از شور زندگی؛ لبخند بخش جدایی‌ناپذیر چهره‌اش بود، عاشق ورزش و سفر به دل طبیعت با دوستانش بود. امید به زندگی را می‌شد در چشمانش دید؛ در چشمان جوانی که قلبش برای فردایی روشن‌تر می‌تپید و هزاران هدف و آرزو در سر داشت. در شب ۱۸ دی، او به همه ثابت کرد که چقدر خواهان این آینده روشن است. با مردم همراه شد و به دل خیابان‌ها زد. همراه با فریاد شعارها، رو به جلو می‌رفتند اما پاسخ چه بود؟ شلیک گلوله. ماموران حکومتی با بی‌رحمی هرچه تمام‌تر شلیک کردند. یکی از تیرها درست قلب حسین را نشانه گرفت و جان شیرینش را از پیکرش گرفت. داغ فرزند به خودی خود خاموش‌نشدنی است، اما روایت حسین پر از اندوهی مضاعف است؛ چرا که حتی اجازه اشک‌ریختن آزادانه را هم به خانواده داغ‌دارش ندادند. پیکرش را به اهواز بردند و پس از کالبدشکافی و گذشت روزها، خانواده‌اش را تحت فشار گذاشتند تا بگویند معترضان او را کشته‌اند و بپذیرند که او را به عنوان «شهید» به خاک بسپارند. آن‌ها می‌خواستند روایتی جعلی را بر حقیقت پرپر شدن حسین بنشانند؛ حقیقت را تحریف کنند و حق عزاداری و یاد جاویدانش را از خانواده‌اش بگیرند. اما خانواده‌ای که تمام داروندارش را از دست داده بود، تنها یک چیز می‌خواست: پیکر فرزندشان و یک خداحافظی آبرومندانه و آرام. پس از چند روز بیم، امید و ایستادگی، حکمی داده شد که سنگینی‌اش بر س…

حسین صلیحاوی · ماهشهر

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.