جاویدنام فرهاد پورکاوه دهکردی؛ یک تن در برابر ده‌ها مأمور

Overlijden فرهاد پورکاوه دهکردی 42 jaar oud in ایران Isfahan بهارستان

Geschreven door: سپهر

فرهاد پورکاوه دهکردی، فرزند سهراب، ۴۲ ساله بود؛ مردی متأهل و پدر دو فرزند، اهل هفتگل خوزستان و ساکن بهارستان اصفهان. صاحب یک بوتیک بود و زندگی‌اش را با کار و تلاش برای خانواده می‌گذراند. فرهاد، جودوکار بود؛ ورزیده و آماده، اما آنچه بیشتر از توان جسمانی‌اش در یاد نزدیکانش مانده، روحیه‌ای بود که نمی‌توانست در برابر بی‌عدالتی، به‌سادگی سکوت کند. او پیش‌تر داغ سنگینی را تجربه کرده بود؛ سه سال قبل یکی از فرزندانش را از دست داده بود. پس از آن، زندگی برایش با جای خالی فرزندی که دیگر نبود ادامه پیدا کرد. از فرهاد، حالا یک کودک پنج‌ماهه و پسری ۱۵ ساله به یادگار مانده‌اند؛ دو کودکی که باید بزرگ شوند و جای خالی پدر را در خانه‌ای احساس کنند که روزی حضور او در آن جریان داشت. شامگاه ۱۹ دی، فرهاد در خیابان کنار وهمراه همرزمانش بود. در جریان آن شب چنان برای نجات جان همرزمانش تلاش کرد که شجاعتش هنوز هم در میان اهالی محله به یاد آورده می‌شود. شامگاه ۲۱ دی، حوالی ساعت ۸ شب، در خیابان الفت بهارستان و مقابل مغازه فرهاد، مأموران حکومت مردم را تهدید می‌کردند. فرهاد در واکنش به این وضعیت شروع به شعار دادن کرد. بر سر تعطیلی مغازه نیز میان او و مأموران درگیری شکل گرفت؛ درگیری‌ای که فرهاد در آن، با وجود فشار و تعداد بیشتر مأموران، عقب ننشست و ایستادگی کرد. تعداد مأموران به هفت نفر رسید، اما مقاومت و شجاعت فر…

الفت بهارستان · هفتگل خوزستان · فرهاد پورکاوه دهکردی

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.