جاویدنام پیام ربانی

Overlijden پیام ربانی 33 jaar oud in ایران Boumehen کوچه حاج منصور

Geschreven door: مهرشید

«ما از همین مردمیم و نباید پشت همو خالی کنیم؛ چرا من بمونم خونه و جوونای مردم پرپر بشن؟» پیام، این جمله را شامگاه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، در پاسخ به نگرانی مادرش گفت؛ ساعتی پیش از آن‌که از خانه بیرون برود. پیام ربانی، متولد ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۱ و اهل تهران، تک‌پسر خانواده بود و یک خواهر داشت. تنها یک سال از ازدواجش با لیلی می‌گذشت و آن دو تازه زندگی مشترک‌شان را آغاز کرده بودند. پیام در رشته معماری تحصیل کرده بود و آرزو داشت در همان رشته‌ای که دوستش داشت مشغول به کار شود، اما مانند بسیاری از هم‌نسلانش هیچ‌گاه فرصت کار در رشته‌اش را پیدا نکرد و در یک کارخانه تزریق پلاستیک مشغول به کار شد. نزدیکانش بیش از هر چیز، او را با مهربانی‌اش به یاد می‌آورند. اگر کسی به کمک نیاز داشت، سخت می‌شد پیام بی‌تفاوت از کنارش بگذرد؛ فرقی نمی‌کرد نیازمندی باشد که دست یاری می‌خواست، کارتن‌خوابی که کسی سراغش را نمی‌گرفت یا حیوانی که در خیابان رها شده بود. کمک کردن برای او یک عادت بود، نه اتفاقی استثنایی. اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، که از نارضایتی‌های اقتصادی آغاز شده و با فراخوان روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به شهرهای مختلف ایران کشیده شده بود، آن شب به بومهن نیز رسیده بود و جمعیت زیادی از مردم به خیابان‌ها آمده بودند. پیام نیز به جمع معترضان پیوست. مادرش اما دلش شور می‌زد و اصرار کرد از خانه بیرون نرود، اما پیام تصمیمش را گرفته…

پیام ربانی · بومهن · تهران

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.