جاویدنام علیاصغر خدادادی; سرخم قدغن
Overlijden علیاصغر خدادادی 18 jaar oud in ایران Esfarayen
Geschreven door: سایه
هفتم خرداد سال ۱۳۸۶ بود که با آمدنش، شور عجیبی به خانه آورد. نوهی ارشد خانواده بود؛ نامش را علیاصغر گذاشتند. از همان سالهای کودکی، پسری پرجنبوجوش، باهوش و بازیگوش بود که چشمهایش از کنجکاوی برق میزد. او با کودکان، کودک بود و با بزرگان، بزرگ رفتار میکرد. ویژگی غریبی داشت که خیلی زود توی دل همه جا باز میکرد؛ باادب بود، پرتلاش، خستگیناپذیر و دلسوز. از همان نوجوانی، هر کلمهای که معنای خلاقیت میداد، او را به سمت خود میکشید؛ به بازیهای فکری و دنیای کامپیوتر علاقهی خاصی داشت و همیشه به دنبال خلق یک جلوه یا ابتکار جدید بود. همین شد که در دبیرستان، قدم به دنیای صفرها و یکهای رشتهی کامپیوتر گذاشت. اما دنیای علیاصغر به زمین و صفحهی نمایش کامپیوتر محدود نمیشد. او عاشق ارتفاع و رهایی بود. در شانزدهسالگی، وقتی همسنوسالهایش هنوز به دنبال مسیر آینده میگشتند، او بندهای پاراگلایدر را محکم کرد و به آرزوی دیرینهاش، یعنی پرواز، دست یافت. گرفتن گواهینامهی خلبانی پاراگلایدر، افتخار جدیدی بود که در کارنامهاش ثبت شد تا به همه نشان دهد نگاه او همیشه رو به آسمان است. او عاشق هیجان و سرعت بود؛ موتورکراس و موتور سنگین میراند و این موتورها برایش یکی از بزرگترین لذتهای زندگی به شمار میرفتند. با این وجود، زندگی برای او فقط در تفریح خلاصه نمیشد. علیاصغر یاد گرفته بود مسئولیتپذیر ب…
علی اصغر خدادادی · اسفراین · دانشجو · شاهزاده رضا پهلوی