جاويدنام نهایت رحیمی دشتی: به گفته مادرش «برای وطنش رفت»
Overlijden نهایت رحیمی دشتی 37 jaar oud in ایران Gorgan
Geschreven door: Ni-Dad | A voice for the silenced.
هجدهم دی، میدان کاخ گرگان. شبی که برای بسیاری تنها یک تاریخ است، برای خانوادهای به مرز میان «قبل» و «بعد» تبدیل شد. نهایت رحیمی دشتی، ۳۷ ساله، با شلیک گلوله به گردن کشته شد. روایتها میگویند تیر از پشت به او اصابت کرد. همانجا، در خیابان، سرنوشت عوض شد؛ برای او، برای خانوادهاش، برای مادری که دیگر هیچ دیماهی برایش عادی نخواهد بود. نامش در فهرست جانباختگان اعتراضات ثبت شد اما برای مادرش، او فقط یک نام در میان اسامی نبود. او دخترش بود. در مراسم چهلم، میان جمعیتی که برای یادش گرد آمده بودند، مادر ایستاد؛ صدایی که از سوگ میلرزید اما از یقین خالی نبود. گفت: «بچهام رهگذر نبود، مبارز بود! برای وطنش رفت!» این جمله فقط دفاع از یک فرزند نبود؛ اعلام هویت بود. پاسخی به هر روایتی که بخواهد او را «تصادفی» یا «اتفاقی» معرفی کند. مادر از سالهای گذشته گفت؛ از خانوادهای که ماه محرم علم برمیداشتند و در کوچهها میگرداندند. از اشکهایی که برای مظلومیت میریختند. بعد مکث کرد؛ انگار تاریخ برایش جابهجا شده بود. «از این به بعد تاسوعا و عاشورای ما؟ ۱۸ دی، ۱۹ دی.» و بعد، جملهای که سکوت سنگینی بر مراسم انداخت: «عمری گفتید علی را از پشت زدند… بچهی من را هم از پشت زدید. یزیدِ دوران، الان شما هستید.» برای او، عاشورا دیگر روایت کتابها نبود. از تاریخ فاصله نگرفته بود؛ به میدان کاخ گرگان رسیده بود. بر…
جاويد نام نهايت رحيمي · اعتراضات دي ماه ١٤٠٤