جاویدنام شروین جوادی

Overlijden شروین(مهدی) جوادی 31 jaar oud in ایران Karaj اندیشه

Geschreven door: رودابه

در روزهایی که فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای راهپیمایی ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه منتشر شد، هزاران ایرانی از خانه‌های خود بیرون آمدند؛ مردمی که نمی‌خواستند در برابر سرنوشت خویش بی‌تفاوت بمانند. خیابان‌ها پر شده بود از قدم‌هایی که سلاح‌شان تنها صدا بود؛ صدایی که آزادی را فریاد می‌زد. راهپیمایی آرام پیش می‌رفت، اما آرامشی که زیر پوست شهر، سایه‌ای از تهدید را پنهان کرده بود. مأموران حکومتی از پیش در پشت‌بام ساختمان‌های بلند مستقر شده بودند؛ آموزش‌دیده، مسلح، و آماده برای شلیک به جمعیتی که تنها خواسته‌اش زندگی بود. در میان این جمعیت، شروین جوادی، جوان ۳۱ ساله اهل روستای درخانه در ماسال، نیز حضور داشت. مردی که غیرت گیلانی‌اش او را به خیابان‌های اندیشه کشانده بود؛ جایی که تاریکی از صدای مردم می‌ترسید. او ساعت دو بعدازظهر از همسرش خداحافظی کرده بود؛ خداحافظی کوتاه، ساده، و بی‌خبر از این‌که آخرین‌بار است که صدای همسر و فرزندانش را می‌شنود. روز بعد، خانواده‌اش تنها خبر بازگشت پیکرش را دریافت کردند. به گفته منابع مطلع، دو گلوله جنگی به او شلیک شد؛ یکی به گردن و دیگری به قلب. گلوله‌هایی که تپش قلبی را متوقف کردند که برای ایران می‌تپید. شروین در همان خیابان‌های اندیشه، میان فریادهای حق‌طلبی مردم، جان داد. پیکرش را به خاک مادری‌اش در روستای درخانه بردند؛ جایی که هنگام خروج پیکر از غسال‌خانه، مردم با فریاد…

شروین جوادی · اندیشه · ماسال،گیلان

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.