جاویدنام سمانه عسکری بازرگانی

Overlijden سمانه عسکری بازرگانی 42 jaar oud in ایران Lahijan

Geschreven door: رودابه

سمانه عسکری بازرگانی، زنی که زندگی‌اش با نخ و سوزن گره خورده بود، در آخرین روزهای عمرش جمله‌ای را تکرار می‌کرد که مثل پیش‌گویی تلخی بر سرنوشتش سایه انداخت: «اینا رحم ندارند؛ از زمین و آسمون ساچمه می‌زنن، اشک‌آور می‌زنن…». او این را نه از سر اغراق، که از دل تجربه و ترسی واقعی می‌گفت؛ ترسی که چند ساعت بعد، خودش قربانی‌اش شد. در ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، درست در سال‌روز تولدش، در خیابان‌های لاهیجان، جایی که مردم برای اعتراض گرد آمده بودند، گلوله‌ای مسیر زندگی یک زن ۴۲ ساله را برید؛ زنی هنرمند، مادر یک پسر ۱۸ ساله، و صاحب مزونی که با عشق لباس می‌دوخت و با دقت چین‌های پارچه را مثل زندگی صاف می‌کرد. پیکر سمانه را به بیمارستان پیروز بردند، اما حتی مرگ هم او را از بی‌رحمی در امان نگذاشت. مأموران نیمه‌شب، بی‌خبر از خانواده، پیکرش را ربودند و به باغ رضوان رشت بردند. این جابه‌جایی پنهانی چهار بار تکرار شد؛ چهار بار خانواده‌اش میان امید و وحشت سرگردان ماندند، چهار بار در راهروهای بیمارستان و سردخانه‌ها دنبال نشانی از دخترشان گشتند و هر بار با در بسته و سکوتی سنگین روبه‌رو شدند. روزها گذشت تا سرانجام توانستند در ۲۲ دی‌ماه، پیکر سمانه را در بازرگان‌محله رودسر به خاک بسپارند؛ بی‌آن‌که اجازه داشته باشند سنگی بر مزارش بگذارند. امروز اگر به آن خاک خاموش سر بزنی، نشانی از سنگ و نام نمی‌بینی. اما نبودن سنگ، نام سم…

سمانه عسکری بازرگانی · ۴۲ساله · لاهیجان · مادر،خیاط

Lees de volledige tekst hier

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.