جاویدنام اکبر حسنپور
Overlijden اکبر حسنپور 46 jaar oud in ایران Karaj گوهردشت
Geschreven door: مهرشید
لباسهایش را پوشیده و آماده شده بود از خانه بیرون برود. پیش از رفتن، مقابل آینه ایستاد و نگاهی به خودش انداخت. رو به خانواده کرد و با لبخند پرسید: «تیپم چطوره؟» موقع انتخاب کفشهایش، کتانیها را برداشت و گفت: «این کتونیام رو میپوشم که راحت بدوم.» آن شب تصمیمش را گرفته بود؛ خودش میرفت و نمیخواست خانواده همراهش باشند. گفت: «باید خودم تنها برم.» آماده و مصمم بود، اما با لبخند و آرامش از خانه بیرون رفت. اکبر حسنپور، ورزشکار و فوتبالیستی قدیمی که سابقهی بازی در تیم همای تهران را داشت و با شور و شوق زیادی زندگی میکرد. خانواده برایش در اولویت بود؛ رابطهی عمیق و عاشقانهای با همسرش داشت و پدر دو دختر نوجوان بود که همهی زندگیاش بودند. دخترهایش ۱۶ و ۱۸ سال داشتند و اکبر برای آیندهی آنها آرزوهای زیادی داشت. در ۴۶ سالگی تازه به روزهایی رسیده بود که مدتها انتظارشان را میکشید. تنها حدود بیست روز از بازنشستگیاش میگذشت و حالا میخواست فرصت بیشتری برای بودن کنار همسر و دخترانش داشته باشد، بیشتر سفر کند و از زندگی در کنار آنها لذت ببرد. آن شب، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، اکبر برای پیوستن به اعتراضات از خانهشان در گوهردشت کرج بیرون رفت، اما دیگر به خانه برنگشت. دو روز گذشت و از او خبری نشد. در جستوجویش بودند تا سرانجام پیکرش را در سردخانهی بهشت سکینه پیدا کردند؛ دو گلوله به پهلویش اصابت کرده ب…
اکبر حسنپور · کرج · گوهردشت · فوتبالیست