جاویدنام رزیتا رخزاده؛ روایت یک دوست
Overlijden رزیتا (مریم) رخزاده 32 jaar oud in ایران Teheran صادقیه
Geschreven door: راوی جاویدنامان
بعضی آدمها برای شکستن مرزها به دنیا میآیند. نه با شعار، نه با ادعا؛ فقط با زندگی کردن به شیوهای متفاوت. رزیتا رخزاده یکی از آن آدمها بود. دختری که در میان بوی روغن موتور، صدای آچار و قطعات فلزی، برای خودش راهی ساخت که کمتر زنی در ایران فرصت یا امکان پیمودنش را پیدا میکند. او مهندس مکانیک بود، اما بسیاری او را با عنوان «دختر مکانیک» میشناختند؛ زنی که تعمیر خودرو را نه بهعنوان یک سرگرمی، بلکه بهعنوان حرفه و بخشی از هویت خود انتخاب کرده بود. در ویدیوهایی که از او در شبکههای اجتماعی باقی مانده است، زنی دیده میشود پرانرژی، مصمم و سرشار از اعتمادبهنفس. زنی که با لباس کار کنار خودروها میایستاد، موتور باز میکرد، عیبیابی میکرد و با لبخند درباره کارش حرف میزد. برای بسیاری از دختران جوان، او نمونهای بود از اینکه میتوان برخلاف انتظارهای جامعه زندگی کرد و مسیر خود را ساخت. رزیتا از نسلی بود که آرزوهای بزرگی داشت. نسلی که درس خواند، مهارت آموخت، شب و روز کار کرد و امیدوار بود بتواند آیندهای بهتر برای خود بسازد. او میخواست رشد کند، بیشتر بیاموزد، کارش را گسترش دهد و زندگی مستقلی داشته باشد؛ همان خواستههای سادهای که برای میلیونها جوان در سراسر جهان طبیعی است. اما سالها فشار اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و چشماندازی که هر روز تاریکتر میشد، بسیاری از جوانان را به نقطهای…
رزیتا رخ زاده · تهران