روایت جاویدنام عارف میرموسوی دهشالی؛ داستان یک سلاخی
Overlijden سید عارف میر موسوی دهشالی 33 jaar oud in ایران Astaneh Ashrafiyeh دهشال
Geschreven door: کهن
جاویدنام عارف میر موسوی دهشالی، جوان ۳۳ سالهی گیلک، متولد سال ۱۳۷۱، اهل روستای دهشالِ آستانهی اشرفیه و ساکن تهران بود. این دلاور وطن در ۱۸ دی ۱۴۰۴، به اعتراضات مردمی و انقلاب ایرانیان که در پی فراخوان رضا پهلوی در منطقهی آریاشهر تهران شکل گرفت، پیوست و در همان شب به دست وحوش جمهوری اسلامی به طرز وحشیانهای مورد حمله قرار گرفت؛ عارف در حالی به بیمارستان منتقل شد که با ضربات باتوم بر سرش او را به زمین انداخته و سپس هر دو دستش را با قمه تکهپاره کرده بودند. سپس از فاصلهی نزدیک با تفنگ ساچمهای شکمش را سوراخسوراخ کرده بودند. مزدوران، به عنوان تیر آخر، با گلولهی جنگی ران پای او را مورد هدف قرار دادند. این دلاور پس از این جراحات به بیمارستان منتقل شد اما به علت شدت صدمات وارده، جان عزیزش را فدای ایستادگی در راه وطن کرد. پیکر او از بیمارستان به سردخانه منتقل شد و تصاویر جگرسوزِ گریه و نالههای مادرش در شبکههای اجتماعی بسیار دردآور است. خانوادهی داغدارش پیکرش را از تهران به روستای زادگاهش، دهشالِ آستانهی اشرفیه، منتقل کردند و خاکسپاری باشکوهش با حضور جمعیت بسیاری برگزار شد. مادرش بر پیکر پسر قهرمانش گل سرخی را پرپر میکند و در حالی که با یک دست سر او را در آغوش دارد، با سوز و گداز برایش لالایی میخواند و از خاطراتش با او و خواهرش، رکسانا، سخن میگوید؛ خاطراتی که تا ابد با جان ما…