جاویدنام جنت (نازنین) نژاد‌رمضان

Morte جنت (نازنین) نژاد رمضان 49 anos em ایران Racht سه‌راه تختی

Escrito por: نَفَس

جنت، که همه او را نازنین صدا می‌زدند، ۴۹ سال داشت. زنی از رشت، مادر دو دختر به نام‌های صبا و ثنا. سال‌ها پشت میز دفتر پیشخوان کار کرده بود؛ کارمندی آرام و منظم که در خانه اما شعله‌ی دیگری داشت؛ عشقی به زندگی که هیچ‌وقت خاموش نشد. نزدیکانش او را زنی صبور می‌دانستند، اما صبرش هیچ‌گاه به‌معنای سکوت نبود. او آزادی‌خواه بود، مهربان بود و برای خانواده‌اش تکیه‌گاهی که همه به آن پناه می‌بردند. غروب نوزدهم دی‌ ۱۴۰۴، نازنین خودش را برای رفتن به خیابان و شرکت در تظاهرات اعتراضی آماده می‌کرد. شهر در التهاب بود و خیابان‌ها پر از صداهایی که سال‌ها خاموش مانده بودند. او به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی پاسخ داده بود؛ برای فریاد زدن، فریادی برای آزادی ایران و عزت انسانی. به اطرافیانش گفت: «من برای آزادی ایران و آمدن شاهزاده دارم می‌روم. اگر چیزیم شد، به شاهزاده بگویید من به‌خاطر او رفتم.» آن شب، نازنین و همراهانش در سه‌راه تختی رشت مشغول کمک به مجروحان بودند که ناگهان صدایی در میان جمعیت بلند شد: «دارن می‌زنن، دارن می‌کشن.» او به‌همراه بقیه شروع به دویدن کرد. لحظه‌ای بعد، فریاد زد که تیر خورده است. نیروهای سرکوب از پشت، با سلاح جنگی، به زانوی او شلیک کرده بودند. اطرافیانش به‌سختی او را به خانه رساندند و تلاش کردند جلوی خون‌ریزی را بگیرند، اما موفق نشدند. جنت که از درد شکم فریاد می‌زد، با وجود بسته بود…

جنت نژاد رمضان · نازنین نژاد رمضان · جاویدنام های رشت · سه‌راه تختی رشت

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.