جاویدنام علی بیات؛ نامی که بر سنگ نمیماند و در حافظه میماند
Morte علی بیات 44 anos em ایران Teerã هفت حوض نارمک
Escrito por: راوی جاویدنامان
در زمستانی که خیابانهای ایران زیر سایهی دود و سکوت اجباری فرو رفته بود، نامی آرام و بیادعا در میان فهرست جانباختگان دیماه قد کشید: علی بیات. مردی ۴۴ ساله، ورزشکار، بدنساز، و از آن دست آدمهایی که زندگی را با دستهای خودشان میسازند؛ نه با شانس و نه با تظاهر. دوستانش میگویند علی از آن آدمهایی بود که وقتی وارد اتاق میشد، حضورش را با صدای بلند اعلام نمیکرد؛ با وقار و قدرت آرامش شناخته میشد. سالها کار کرده بود، جنگیده بود، و تازه داشت به نقطهای میرسید که میتوانست آیندهاش را با اطمینان بیشتری تصور کند. اما زمستان ۱۴۰۴ زمستانی نبود که به کسی فرصت رؤیا بدهد. ۱۸ دیماه، حوالی هفتحوض نارمک. علی از خانه بیرون رفت؛ نه برای قهرمانی، نه برای شعار دادن و نه برای دیده شدن. او فقط یکی از هزاران انسانی بود که در آن روزها میان خیابان و سرنوشت ایستاده بودند اما گلولهای که شلیک شد را انتخاب نکرد؛ فقط گرفت. گلوله به سرش اصابت کرد. سقوطش نه فقط پایان یک زندگی، که پایان رؤیاهای مردی بود که سالها برای ساختن آیندهاش تلاش کرده بود. یک هفته تمام، خانوادهاش میان امید و وحشت معلق ماندند. هر تماس و هر زنگ، میتوانست خبر باشد؛ اما خبری نمیآمد. تا اینکه سرانجام، نامش در کهریزک پیدا شد؛ جایی که بسیاری از جانباختگان آن روزها بیصدا از میان مردم عبور داده شدند. ۲۶دیماه، پیکر علی را در قطعه…