جاویدنام امیررضا‌(مهرشاد) یزدانی

Morte امیررضا (مهرشاد) یزدانی 23 anos em ایران Racht حافظ‌آباد

Escrito por: مهرشید

امیررضا یزدانی، جوانی ۲۳ ساله از دهستان رودپیش، از توابع شهرستان فومن در استان گیلان بود. خانواده و دوستانش او را با نام مهرشاد می‌شناختند و صدا می‌زدند. تا مقطع دیپلم درس خوانده بود و یک خواهر بزرگ‌تر داشت. خانواده‌اش را بسیار دوست داشت و با دوستانش رابطه‌ای نزدیک و صمیمی داشت. مهرشاد را جوانی خون‌گرم، آرام، مهربان و بامعرفت به یاد می‌آورند؛ جوانی شاد و اهل شیطنت که حتی در شرایط سخت نیز لبخند از چهره‌اش کنار نمی‌رفت. مهرشاد سال‌ها آرزو داشت کسب‌وکار خودش را داشته باشد. سرانجام توانسته بود کارگاه کوچکی برای پرورش قارچ راه‌اندازی کند و امیدوار بود به‌تدریج کارش را گسترش دهد. تازه برای خودش ماشینی هم خریده بود؛ دو اتفاقی که از شروع روزهای تازه‌ای در زندگی‌اش خبر می‌دادند. روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، مهرشاد برای پیوستن به اعتراضات مردمی به رشت رفت. در محدودهٔ حافظ‌آباد، نیروهای جمهوری اسلامی به سوی معترضان شلیک کردند. مهرشاد از ناحیهٔ سر و قفسهٔ سینه هدف گلوله قرار گرفت و به‌شدت مجروح شد. او را به بیمارستان قائم رشت انتقال دادند، اما بر اثر شدت جراحات جان باخت. طبق گزارش‌ها، برای تحویل پیکر مهرشاد از خانواده‌اش درخواست پول شد. خانواده که توان پرداخت تمام مبلغ تعیین‌شده را نداشتند، پس از پیگیری‌های بسیار بخشی از آن را فراهم کردند و پیکر فرزندشان را تحویل گرفتند. نیروهای امنیتی اجازه ندادند دو…

مهرشاد یزدانی · امیررضا یزدانی · رشت · فومن

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.