جاویدنام امیرمحمد شادرو

Morte امیرمحمد شادرو 19 anos em ایران Racht صیقلان

Escrito por: کهن

«اگه ما نریم، اینا نمی‌رن.» این جمله را امیرمحمد شادرو در پاسخ به مادرش گفته بود، در همان شبی که مادر از او خواسته بود بیرون نرود. امیرمحمد، جوان ۱۹سالهٔ گیلک، دانشجوی رشتهٔ تربیت‌بدنی بود و در یک کافه به‌عنوان باریستا کار می‌کرد. او در لولمانِ کوچصفهان زندگی می‌کرد. شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در خیابان، امیرمحمد به اعتراضات مردمی در محدودهٔ صیقلان رشت پیوست. در جریان اعتراضات، با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی به معترضان، گلوله‌ای از پشت به سر او اصابت کرد و او پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخت. پس از کشته‌شدن امیرمحمد، تحویل پیکرش با دشواری همراه شد. بنا بر روایت یکی از نزدیکان خانواده، برای تحویل پیکر از خانواده پول خواسته بودند و یکی از هم‌محله‌ای‌هایشان این مبلغ را پرداخت کرد. گزارش‌های منتشرشده حاکی است که پیکر سه روز پس از کشته‌شدنش به خانواده تحویل داده شد. امیرمحمد در مسجدی در لولمانِ کوچصفهان به خاک سپرده شد. گزارش‌ها از خاکسپاری شبانه در شرایط امنیتی حکایت دارند. خانواده تعهد کتبی داده بودند که مراسم عمومی برگزار نکنند و دربارهٔ کشته‌شدن او با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند. با اینکه اطلاعات موجود درباره‌ی او بسیار محدود است، اما در همان چند ویدیویی که منتشر شده، او در حال رقص و شادی دیده می‌شود و لبخندی که در تمام این تصاویر همراه اوست. خانواده و…

امیرمحمد شادرو · رشت · صیقلان

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.