جاویدنام حنیف ریگی

Morte حنیف ریگی 19 anos em ایران Cena بلوار وکیل آباد

Escrito por: جاوید

حنیف ریگی، جوانی نوزده‌ساله از زاهدان بود؛ پسری از سرزمین محروم سیستان و بلوچستان که برای درمان و مداوا راهی مشهد شده بود. سفری که قرار بود با امید به بهبود و بازگشت به خانه پایان یابد، اما به آخرین سفر زندگی‌اش تبدیل شد. در روزهای اعتراضات، هنگامی که در بلوار وکیل‌آباد حضور داشت، نتوانست نسبت به رنج دیگران بی‌تفاوت بماند. به میان مردم رفت و به زخمی‌ها کمک می‌کرد؛ دست‌هایی که برای نجات دیگران دراز شده بود، خود هدف گلوله قرار گرفت و زندگی‌اش در نوزده‌سالگی پایان یافت. پس از کشته شدن حنیف، رنج خانواده‌اش تازه آغاز شد. برای تحویل گرفتن پیکر فرزندشان, مجبور شدند هرچه در زندگی داشتند بفروشند و پول تهیه کنند تا بتوانند او را به خانه بازگردانند. هزینه‌ای که پرداختند فقط مالی نبود؛ تمام اندوختهٔ سال‌ها زندگی‌شان را از دست دادند تا بتوانند عزیزشان را در خاک خودشان به آرامش بسپارند. حنیف در یکی از روستاهای خاش به خاک سپرده شد؛ در همان دیاری که سال‌هاست مردمش با محرومیت زندگی کرده‌اند و بسیاری از آرزوهایشان پیش از آن‌که فرصت شکوفا شدن پیدا کند، زیر بار مشکلات خاموش می‌شود. او نیز فرزند همان خاک بود؛ جوانی که با هزار امید و آرزو از خانه دور شده بود، اما هرگز زنده به خانه بازنگشت. از حنیف تقریباً هیچ عکسی باقی نمانده است. تنها ویدئویی کوتاه از او وجود داشت که بارها تلاش شد از میان فریم‌هایش تصو…

حنیف ریگی · زاهدان · مشهد

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.