جاویدنام امیرحسین وندالوند

Morte امیرحسین وندالوند 21 anos em ایران Teerã اسلامشهر

Escrito por: جاوید

بعضی شب‌ها، آدم‌ها فقط دیر می‌کنند. خانواده‌ای چشم‌انتظار می‌ماند، تلفنی که جواب داده نمی‌شود، پیامی که نمی‌رسد، و امیدی که مدام خودش را به هر خبر کوچکی گره می‌زند. شاید بازداشت شده باشد. شاید تا صبح آزادش کنند. شاید همین حالا زنگ بزند و بگوید: «نگران نباشید، دارم میام.» برای خانواده امیرحسین وندالوند هم، شب نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ با همین «شاید»ها آغاز شد. امیرحسین، فوتبالیست ۲۱ ساله‌ای که با پیراهن شماره ۲۳ به زمین می‌رفت، آن شب از باشگاه برمی‌گشت. ماشینش را دورتر از محل اعتراضات پارک کرد و همراه دوستانش به جمعیتی پیوست که برای اعتراض به خیابان آمده بودند. نزدیکانش می‌گویند نه مشکل مالی داشت و نه دغدغه‌ای شخصی؛ تنها برای ایستادن کنار مردم به آنجا رفته بود. اما چند دقیقه بعد، میان دود گازهای اشک‌آور، دوستانش او را گم کردند. روایت شاهدی که آخرین لحظات زندگی امیرحسین را دیده، کوتاه اما جانکاه است. او می‌گوید امیرحسین همراه جوان دیگری از تیررس مأموران پناه گرفته بود. با احتیاط پرسید: «کسی نیست؟ رفتند؟» و وقتی سرش را بالا آورد، گلوله‌ای جنگی به چشم چپش اصابت کرد. در همان ساعت‌ها، خانواده هنوز امیدوار بودند. خواهرش بعدها نوشت که عکس پیکرهای مجهول‌الهویه بیمارستان را می‌دیدند و با خودشان می‌گفتند: «امیر بینشان نیست.» به آن‌ها گفته بودند: «امیرحسین وندالوند اینجاست، تا صبح آزاد می‌شود.» و همی…

امیرحسین وندالوند · تهران · اسلامشهر · جاویدنامان فوتبالیست

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.