جاویدنام محمود ملکی؛ باباجانِ بهار

Morte محمود ملکی نجف‌آبادی 38 anos em ایران Isfahan نجف آباد

Escrito por: مهرشید

محمود ملکی، ۳۸ ساله و اهل نجف‌آباد اصفهان، از آن دست انسان‌هایی بود که هر جا حضور داشت، مهر و محبتش در دل دیگران جا می‌گرفت. در خانواده‌ای پرجمعیت با خواهران و برادرانی که دوستش داشتند، بزرگ شده بود و محبوب دل همهٔ اعضای خانواده بود. مردی شریف، مهربان و خوش‌قلب بود که زندگی‌اش را با کار و تلاش می‌گذراند و برای عزیزانش تکیه‌گاهی مطمئن بود. او سال‌ها پشت فرمان کامیون کار کرد و با زحمت و مسئولیت‌پذیری برای خانواده‌اش زندگی ساخت. اما آنچه بیش از هر چیز از او در یادها مانده، نه شغلش، بلکه قلب بزرگ و شخصیت دوست‌داشتنی‌اش است؛ انسانی که اطرافیانش هنوز از مهربانی، صداقت و نجابت او سخن می‌گویند. دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با گسترش اعتراضات مردمی در ایران، نجف‌آباد نیز صحنهٔ تجمع‌های اعتراضی بود. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، ساعت هشت شب، در خیابان‌ها یا از خانه‌هایشان هم‌زمان شعار بدهند. در نجف‌آباد، نیروهای حکومتی با قطع برق و شلیک مستقیم به سوی مردم، این تجمع‌ها را سرکوب کردند. محمود در اعتراضات هجدهم دی‌ماه حضور داشت و بر اثر شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی، از ناحیهٔ پهلو به‌شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد. او تمام شب برای زنده ماندن جنگید، اما شدت جراحات امانش نداد و روز نوزدهم دی‌ماه جان باخت. شاید دردناک‌ترین بخش این روایت، سرنوشت دختر محمود باشد…

نجف آباد · محمود ملکی · محمود ملکی نجف‌آبادی

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.