محمدمهدی یزدانی؛ نان‌آور‌ بی‌نشان

Morte مهدی مهدوی یزدانی 17 anos em ایران Cena KhorasanErazavi

Escrito por: جاویدبان JavidBaan

محمدمهدی یزدانی، ۱۷ ساله، از روستاهای اطراف مشهد که کمک خرج خانواده به شمار می‌رفت، در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، با شلیک گلوله‌‌ی دژخمیان جمهوری اسلامی به قتل رسید. مهدی که از سن پایین، مسئولیت زندگی را پذیرفت به خوبی می‌دانست که زندگی هیچ‌وقت با او و خانواده‌ی کوچکش عادلانه نبوده است. پسر بزرگ خانواده که زودتر از موعود، کودکی‌اش را برای تأمین مخارج در کارگاه‌های مختلف جا گذاشته بود تا چراغ خانه روشن بماند، برای اعتراض به روزگاری که بی‌رحمی بسیار بر او و خانواده‌ش روا داشته بود، به امید فردایی که شاید شانه‌های جوانش زیر فشار مضاعف زندگی خم نشود، به تجمع بلوار هفت تیر مشهد پیوست و سهمش از عدالت علی، گلوله‌ای شد بر پیکرش. جسد جوان متلاشی شده‌اش را پدر و مادر نگران و خواهرانش، بیست‌ویک روز بعد در بهشت رضای مشهد و بین هزاران جسد دیگر شناسایی کردند و به روستای زادگاه‌شان بردند. دست‌های سردی که به خانه بازگشت اما خالی از نان و خالی از جان. قاتلان سعی کردند به وعده‌ی پول، خانواده را مجبور کنند که ننگ بسیجی بودن بر پیشانی مهدی آزاده بزنند، اما آن‌ها، شرافت را بر مال دنیا ترجیح دادند و نه تنها مبلغ پیشنهادی را دریافت نکردند، که با هزار زحمت و گرفتاری مبلغی هم برای دریافت پیکر دلاورمردش به مرده‌فروشان، پرداخت کردند. مهدی آن‌قدر غریب است که در صدها صفحه‌ی جاویدنامان، عکس و روایتی از پرپر شدنش نیست. ن…

مشهد · کارگر · محمد مهدی یزدانی

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.