جاویدنام محمود فعله گری؛ پدری که جایش برای همیشه خالی ماند

Morte محمود فعله گری 41 anos em ایران Teerã نازی آباد

Escrito por: آناهیتا

من، محمود فعله‌گری، در پنجم آذر ۱۳۶۳ در سنقریه‌ی کرمانشاه چشم به جهان گشودم، ولی همراه خانواده چهارنفره‌ام در نازی‌آباد تهران زندگی می‌کردم و برای امرار معاش به کار سیم‌پیچی مشغول بودم. من عاشق دختر و پسرم بودم و هر موقع فرصتی داشتم، برای گذراندن وقت با آن‌ها دریغ نمی‌کردم. من نه‌تنها عاشق خانواده‌ام بودم، بلکه رابطه‌ی بسیار دوستانه و صمیمانه‌ای هم با دوستانم داشتم. روزها می‌گذشت و من هم مثل باقی مردم ایران، زندگی خودم را می‌کردم. شرایط اقتصادی‌ای که در ایران به وجود آمده بود، باعث شروع اعتراضات شد. اعتراضاتی که در آذرماه از بازارهای تهران آغاز شده بود، روزبه‌روز شدت بیشتری می‌گرفت و آدم‌های بیشتری به آن می‌پیوستند. با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، همه با هم صحبت می‌کردند که آیا به این فراخوان پاسخ می‌دهند و به خیابان می‌روند یا نه. در فضای مجازی هم صحبت از این بود که چطور لباس بپوشیم، چطور به اعتراضات برویم و در خیابان‌ها چگونه از خودمان مراقبت کنیم. شامگاه ۱۸ دی‌ماه، من هم به خیابان رفتم. در میدان مدائن بودم که شروع به شلیک کردند. داشتم فرار می‌کردم که ناگهان سوزشی در گردنم احساس کردم. نیروهای امنیتی از پشت به من شلیک کرده بودند. بر روی زمین افتادم و همان‌جا جان خودم را از دست دادم. ظهر ۱۹ دی‌ماه، پیکر من که در کیسه‌ای با شماره ۱۱۹۰۴ قرار داشت، توسط خانواد…

محمود فعله گری · سیم پیچ · نازی آباد تهران

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.