جاویدنام حبیب معلمی

Morte حبیب معلمی 33 anos em ایران Karaj فردیس

Escrito por: نَفَس

حبیب معلمی ۳۳ سال داشت. جوانی مازنی، اهل شیرگاه از توابع سوادکوه شمالی، اما سال‌ها بود که در فردیس کرج زندگی می‌کرد. مهندس مکانیک بود و در شرکت «توگا»، از کارخانه‌های توربین‌سازی فردیس، کار می‌کرد؛ مردی که با دست‌های خودش قطعات صنعتی می‌ساخت و شاید هیچ‌گاه گمان نمی‌کرد روزی نامش در فهرست جان‌باختگان یک جنبش اعتراضی ثبت شود. شب ۱۹ دی‌ ۱۴۰۴، حبیب مثل بسیاری از جوانان دیگر فردیس، به خیابان آمد. نه برای هیاهو، نه برای خشونت؛ برای فریاد زدن حقی که باور داشت از او و از هم‌وطنانش سلب شده. برای ایران آزاد. برای صدایی که ماه‌ها بود در گلوی یک ملت خفه شده بود. در همان شب، در محدوده‌ی فردیس، یک تک‌تیرانداز از پشت، به ناحیه‌ی سر و گردن او هدف‌گیری کرد. حبیب همان‌جا، در خیابانی که برای آزادی به آن آمده بود، جان باخت؛ نه در رویارویی، که با گلوله‌ای که از پشت به او اصابت کرد. اما داستان خانواده‌اش از همان‌جا آغاز شد؛ روزهایی از سرگردانی و جست‌وجو. آن‌ها ابتدا به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کردند، بی‌آن‌که نشانی از او بیابند. سپس سراغ آرامستان کرج رفتند. و سرانجام، پیکر بی‌جان حبیب را در بهشت سکینه‌ی کرج، در میان صدها پیکر دیگر، پیدا کردند. پس از آن نیز اجازه‌ی برگزاری مراسم خاک‌سپاری در کرج به خانواده داده نشد. تحت فشار نیروهای امنیتی، مجبور شدند پیکر او را با خفا، دور از چشم رسانه و جمعیت، به زاد…

حبیب معلمی · جاویدنام های کرج · جاویدنام های مازنی · سوادکوه شمالی

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.