جاویدنام امیر تیموری‌راد

Morte امیر تیموری‌راد 43 anos em ایران Karaj فردیس

Escrito por: جاوید

امیر تیموری‌راد، همسر و پدری بود که همراه خانواده‌اش در کرج زندگی می‌کرد. سال‌ها در شرکت پارس خزر مشغول به کار بود و زندگی‌اش را با تلاش و زحمت می‌گذراند. بزرگ‌ترین دل‌خوشی‌ او خانواده‌اش بودند؛ همسرش و دختر کوچکش، آنا، که آن روزها تنها یازده سال داشت. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد شبی که قرار بود، دیداری خانوادگی باشد، آخرین شب زندگی او شود. آن شب برادرش (امید تیموری‌راد)، همسر برادرش و برادرزاده‌اش (آرمین)، از تهران به فردیس کرج آمده بودند. ساعاتی بعد، با هجوم نیروهای امنیتی به خیابان و آغاز تیراندازی، همه‌چیز در چند دقیقه تغییر کرد. در آن آشوب، آرمین هدف گلوله‌های جنگی قرار گرفت. امید نیز با اصابت گلوله به قلب و نخاع جان باخت. وقتی امیر خود را به محل رساند، با صحنه‌ای روبه‌رو شد که کمتر کسی توان ایستادن در برابر آن را داشت. برادرش بر زمین افتاده بود. برادرزاده‌ی هجده‌ساله‌اش، با گلوله‌هایی که به قلب، ریه، پهلو و شکمش اصابت کرده بود، هنوز نفس می‌کشید. امیر، با کمک مادر آرمین، او را داخل خودرو گذاشت و به سمت درمانگاه حرکت کرد؛ شاید هنوز فرصتی برای نجات برادرزاده‌اش باقی مانده باشد. اما چند دقیقه بعد، خودرو هدف رگبار گلوله قرار گرفت. شاهدان، روایت می‌کنند که گلوله‌ای به گلوی امیر اصابت کرد و نخاعش را شکافت. گلوله‌ای دیگر به سر آرمین نشست. عمو و برادرزاده، پیش از رسیدن به درمانگاه، در کنار یک…

امیر تیموری‌راد · کرج · فردیس · جاویدنامان کرج

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.