جاویدنام رسول بادپران؛ از خیابان‌های الوند تا اوج آسمان

Morte رسول بادپران 41 anos em ایران Qazvin الوند

Escrito por: آریشا

رسول بادپران، مردی از تبار کرمانشاه و ساکن الوند قزوین، ۴۱ سال داشت؛ راننده تاکسیِ زحمت‌کشی که دستان پرپینه‌اش، رزقِ حلال سفره‌ی خانه‌اش را تامین می‌کرد و در میان شلوغی‌های روزمره، قلبش برای دختر خردسال ۸ ساله‌اش و دستگیری از کودکان کار و اقشار محروم می‌تپید. مردی مهربان و خانواده‌دوست که مهربانی را نه در کلام، که در دغدغه‌های بی‌صدای روزانه‌اش معنا می‌کرد. در شامگاه سرد پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، وقتی فریاد اعتراضات سراسری در خیابان‌های الوند طنین‌انداز شد، رسول نیز در میان مردم ایستاد. در همان تاریکی شب، گلوله جنگی شلیک‌شده از سوی نیروهای سرکوبگر حکومتی، پهلوی او را شکافت. با پیکری غرق در خون و زخمی عمیق، تمام توان باقی‌مانده‌اش را به کار گرفت و خود را به آغوش خانه رساند. خانواده‌اش سراسیمه او را به بیمارستان رحیمیان الوند منتقل کردند، اما با وجود تلاش بی‌وقفه کادر درمان، شدت خون‌ریزی و عمق جراحت مجالی نداد و جان پاکش جاودانه شد. پس از دو روز بیم، امید و کارشکنی‌های اداری و امنیتی، پیکرش بالاخره به آغوش خانواده بازگشت و در روز شنبه ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴، تحت تدابیر شدید امنیتی در آرامستان بهشت فاطمیه الوند به خاک سپرده شد. با آن‌که خفقان حاکم مانع از برگزاری مراسمی عمومی و شایسته شد و هویت او تا بهمن‌ماه در سکوت خبری باقی ماند، اما یادش خاموش نشد. در اواخر بهمن‌ماه ۱۴۰۴، در چهلمین روز عروجش،…

رسول بادپران · الوند قزوین · راننده تاکسی · کرد کرمانشاه

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.