جاویدنام عسل شفیعی؛ گریه نکن، به من افتخار کن

Morte عسل شفیعی 21 anos em ایران Teerã نازی آباد

Escrito por: نورا

«اگر برنگشتم، گریه نکن؛ به من افتخار کن.» این آخرین جمله‌ای است که از او در خانه به یادگار مانده است. شبی که خیابان‌های ایران بوی ترس و شجاعت می‌داد، دختری ۲۱ساله لباس‌هایش را می‌پوشد، بند کفش‌هایش را می‌بندد و آماده‌ی رفتن می‌شود. در چهارچوب در می‌ایستد، رو به دوربین لبخند می‌زند، دست‌هایش را بالا می‌برد و علامت پیروزی نشان می‌دهد. سپس از خانه خارج می‌شود؛ تصویری کوتاه که حالا به آخرین تصویر ثبت‌شده از او در خانه تبدیل شده است. عسل شفیعی در نازی‌آباد تهران به دنیا آمد. همراه پدر، مادر و خواهرش زندگی می‌کرد و فرزند اول خانواده بود؛ دختری که هم مسئولیت‌هایش را می‌شناخت و هم دلبستگی عمیقی به خانواده‌اش داشت. ایران برای او فقط نام یک سرزمین نبود؛ در حرف‌ها، دغدغه‌ها و نوشته‌هایش حضور داشت. آنچه در کشور می‌گذشت را با حساسیت دنبال می‌کرد، درباره‌اش می‌نوشت و نسبت به آن بی‌تفاوت نبود. رد این دل‌بستگی را می‌توان در نوشته‌ها و صفحه‌ی شخصی‌اش دید؛ جایی که از ایران، مردمش و آینده‌ای که برای آن آرزو می‌کرد، حرف زده بود. در نوشته‌هایش از باورها و دیدگاه‌هایش نیز آشکارا دفاع می‌کرد و مواضع مشخصی داشت. در یکی از توییت‌هایش نوشته بود: «به‌عنوان یه فمینیست رادیکال باید بگم جاوید شاه.» یکی از جمله‌هایی که از او به یاد مانده این است: «اگه من نرم، کی حق ما رو از این‌ها می‌گیره؟» دانشجوی سال آخر رشته‌…

عسل شفیعی · تهران · نازی‌‌آباد

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.