جاویدنام عباس زحمتکش

Morte عباس زحمتکش 35 anos em ایران Nishapur خیابان امیرکبیر

Escrito por: جاوید

عباس، سی‌وپنج ساله بود و اهل نیشابور، کارگر بود و کار آزاد می‌کرد؛ از آن آدم‌هایی که زندگی‌شان با زحمت خودشان می‌گذرد. صبح به سر کار می‌رفت و تلاش می‌کرد خرج خانه و بچه‌ها را تأمین کند. آن زمان دو فرزند داشت؛ هلما و ابوالفضل. فرزند سومشان هم در راه بود و هنوز به دنیا نیامده بود. عباس آدم فداکاری بود. دلش برای مردم می‌سوخت و همیشه می‌گفت آدم نباید در برابر ظلم ساکت بماند؛ باید از حق دفاع کند. این حرف را زیاد تکرار می‌کرد، آن‌قدر که خانواده‌اش عباس را با همین حرف‌ها هم به یاد می‌آورند. ۱۹ دی‌ماه، در شلوغی‌های نیشابور، عباس به جمع معترضین پیوست. حوالی خیابان امیرکبیر سه گلوله‌ی جنگی به عباس اصابت کرد. گلوله‌ها به کلیه و کبدش آسیب زده بودند. او را به بیمارستان رساندند و کلیه و کیسه صفرا را از بدنش خارج کردند و آسیب‌های داخلی‌اش را ترمیم کردند. بعد هم برای ادامه‌ی درمان به مشهد، بیمارستان امام رضا، منتقلش کردند. روز اول، وقتی خانواده بالای سرش رفتند، عباس هوشیار بود. آن‌ها را می‌دید و با آن‌ها حرف می‌زد. همین باعث شده بود هنوز امید داشته باشند. با خودشان می‌گفتند حالش بد است، اما بالاخره بهتر می‌شود و به خانه برمی‌گردد. روز بعد دوباره او را به اتاق عمل بردند. بعد گفتند عفونت کرده، سموم بدنش را گرفته و امید زیادی به زنده ماندنش نیست. عباس به کما رفت. آن شب خانواده با همان امید و نگرانی ب…

عباس زحمتکش · نیشابور · مشهد

Leia o texto completo aqui

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.