جاویدنام زهرا فولادی؛ از خیابان‌های زنجان تا غربت طارم

Dödsfall زهرا فولادی 47 år gammal i ایران Zanjan سبزه میدان

Skriven av: آریشا

شب ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، شامگاه تیر و شلیک و تاریکی بود؛ شبی که خیابان‌های سبزه‌میدان زنجان، درست در مقابل کلانتری، گواه ایستادگی زنی شد که نامش با حریّت گره خورد. زهرا فولادی، مربی رانندگی و مادری آزاداندیش، در میان التهاب شهر همراه با نزدیکانش قدم بر صحنه نهاد تا صریح و استوار ایستادگی کند. اما گلوله‌های سرکوب، پیکر او و بستگان نزدیکش را آماج ساختند. يکی از کسانی که همراهش بود، در میان خشم و بهت، پیکر غرق در خون زهرا فولادی را با یاری همشهری موتورسواری به بیمارستان رساند، اما جان روشن زهرا پیش از رسیدن به درمانگاه به افق‌های ابدیت پیوسته بود. ​در همان دقایق تلخ، همراهِ زهرا نیز از ناحیه شکم هدف گلوله‌های جنگی قرار گرفت و به‌شدت مجروح شد. او که در مرز باریک میان مرگ و زندگی به کما فرو رفته بود، هفته‌ها رنج و دردی جانکاه را بر تخت بیمارستان تحمل کرد تا در نهایت، با بهبودی نسبی توانست از مرکز درمانی مرخص شود و شاهد بقای یاد جاویدنام زهرا فولادی باشد که جانش را فدای فردا کرد. ​دستگاه قدرت پس از جان‌باختن زهرا فولادی، پیکرش را به گروگان گرفت تا با سناریوسازی و اعترافات اجباری زیر فشار سنگین بازجویان، همسرش را مقابل دوربین نشانده و حقیقت را وارونه جلوه دهد. اما روایتی که بر پایه‌ی زور نوشته شود، در برابر گواهی شاهدان عینی و خشم ناظران دوامی ندارد. آنان حتی از پیکر بی‌جانش هراسیدند و او را غر…

زهرا فولادی · چورزق · زنجان

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.