جاویدنام ابراهیم میراسماعیلی؛ مردی که با دستهای کارگریاش، فردای فرزندانش را میساخت
Dödsfall ابراهیم میراسماعیلی 38 år gammal i ایران Mashhad بلوارتوس، میدان معراج
Skriven av: رودابه
ابراهیم میراسماعیلی، اهل نیلشهر از توابع تربتجام و ساکن مشهد بود؛ مردی ۳۸ ساله که بخش بزرگی از زندگیاش میان جعبههای میوه، رفتوآمد مشتریها و تلاش برای گذراندن روزگار گذشت. او همراه برادرش در میوهفروشی کار میکرد؛ کاری سخت و بیوقفه که هر روز از صبح آغاز میشد و تا شب ادامه داشت. ابراهیم سه فرزند داشت؛ دو دختر و یک پسر. برای او، زندگی چیزی جز تلاش برای آرامش خانوادهاش نبود. به مادرش دلبستگی زیادی داشت و همیشه نگران آینده فرزندانش بود. بارها با حسرت از آرزوی سادهای حرف زده بود: «یعنی میشه یه روزی من پولدار بشم؟» نه برای تجمل، بلکه برای اینکه بتواند زندگی بهتری برای خانوادهاش فراهم کند؛ زندگیای که سالها تنها با کار و سختی از آن فاصله گرفته بود. آخرین حرفی که به فرزندانش زد، تصویری از تمام سالهای زندگیاش بود: «من همش کار کردم و بیپولی داشتم، امیدوارم بعد از من شما زندگی خوبی داشته باشید.» ۱۸ دی ۱۴۰۴، ابراهیم به بلوار توس، میدان معراج مشهد رفت؛ جایی که جمعیت زیادی از معترضان در آن حضور داشتند. او پیش از رفتن حتی غذا نخورده بود و گرسنه از خانه بیرون آمد. در میان جمعیت، با آغاز تیراندازی، گلولهای به شکمش اصابت کرد و بر زمین افتاد. ابراهیم زخمی به بیمارستان رضوی منتقل شد. براساس روایت شاهدان، در نزدیکی بیمارستان، نیروهای حکومتی او را در حالی که مجروح بود روی آسفالت خیابان…
ابراهیم میراسماعیلی · نیلشهر · مشهد · تربت جام