جاویدنام شکوفه عبدی؛ زنی که عکس‌هایش راوی تاریخ شدند

Dödsfall شکوفه عبدی 40 år gammal i ایران Arak شازند

Skriven av: ارشان

من شکوفه عبدی هستم؛ اهل شازند، ساکن اراک و مادر دو دختر. عکاسی کارم بود؛ در آتلیه «لوتوس»، در خیابان جنت اراک، لحظه‌های زندگی مردم را ثبت می‌کردم. از میان آن‌همه لحظه، تصویری می‌ماند که سال‌ها بعد می‌شد دوباره نگاهش کرد و کسی، جایی یا روزی را به یاد آورد. پیش‌تر نوشته بودم: «عکس‌ها با ثبت یک لحظه، راوی تاریخ می‌شوند.» زندگی من هم بیرون از قاب عکس‌ها ادامه داشت؛ با کار و مسئولیت‌های روزانه و دو دختری که مادرشان بودم. آینده برای من معنایی نزدیک و ملموس داشت: بزرگ‌شدن آن‌ها و ادامه زندگی در کنارشان. دی‌ماه ۱۴۰۴، اراک نیز به خیابان آمد. در روزهای خیزشی که با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی گسترش یافت و انقلاب شیروخورشید نام گرفت، خیابان‌های شهر محل حضور مردمی شد که آزادی می‌خواستند. من با دوربینم از تجمعات اعتراضی عکس می‌گرفتم؛ این بار لحظه‌هایی از اعتراض مردم شهرم را ثبت می‌کردم. نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به سوی مردم شلیک کردند. گلوله به سرم اصابت کرد و زندگی‌ام را گرفت. دو دخترم مادرشان را از دست دادند و خانواده‌ام روزها به دنبال من گشتند. مقابل آتلیه، یک لنگه کفش خون‌آلود از من باقی مانده بود؛ نشانه‌ای دردناک در روزهایی که عزیزانم هنوز دنبال خبری از من بودند. پس از سه روز جست‌وجو، پیکرم پیدا شد. رنج خانواده‌ام با یافتن پیکرم پایان نگرفت. مقام‌های حکومتی دستور دادند ساعت شش صبح به خاک…

شکوفه عبدی · اعتراضات دی ۱۴۰۴ · مادر جان‌باخته

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.