جاویدنام رامین پویافرد

Dödsfall رامین پویافرد 35 år gammal i ایران Fardis فلکه پنجم

Skriven av: مهرشید

رامین پویافرد ۳۵ سال داشت؛ اصالتاً اهل مغان و ترک‌زبان بود. مغازه‌ای برای فروش تلفن‌همراه و لوازم جانبی داشت و همراه همسر و دختر کوچکش، رونیکا، در فاز دو شهرک اندیشه زندگی می‌کرد. نزدیکانش او را پسری مهربان، صادق و بامعرفت می‌شناختند. در صفحه اینستاگرامش زیاد از زندگی روزمره نمی‌نوشت. اگر هم چیزی منتشر می‌کرد، معمولاً برایش معنایی شخصی داشت؛ گاهی دکلمه‌ای از هوشنگ ابتهاج، گاهی قطعه‌ای موسیقی و گاهی چند جمله‌ای که انگار می‌خواست برای خودش و عزیزانش به یادگار بماند. آخرین پستش به رونیکا اختصاص داشت. زیر عکسی با دخترش نوشته بود: «دختر قشنگم، لبخندت و خنده‌هایت که کیلومترها ادامه پیدا می‌کند، قلب و روح من گرم می‌شود. تو خیلی سریع بزرگ می‌شوی، در حالی که من آرزو می‌کنم هر لحظه با تو بودن تا ابد ادامه داشته باشد.» از آغاز دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با شکل‌گیری اعتراضات اقتصادی در بازار تهران و شهرهای مختلف، صحبت از اعتراض و نارضایتی در بسیاری از جمع‌های خانوادگی و دوستانه جریان داشت. اعتراضاتی که به‌تدریج از مطالبات اقتصادی فراتر رفت و با انتشار فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، رنگ و بوی گسترده‌تری به خود گرفت. رامین نیز مانند بسیاری از هم‌نسلانش این روزها را با دنبال کردن خبرها و گفت‌وگو با دوستانش سپری می‌کرد. یک روز پیش از اعتراضات، در جمع دوستانش جمله‌ای گفت که بعدها برای…

رامین پویافرد · کرج · فردیس

Läs hela texten här

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.